تروریزم امنیت منطقه را تهدید میکند

 

کریمی

 

پیش از این؛ اینگونه پنداشته میشد که لانه وپایگاه اصلی تروریزم ودهشت افگنی درافغانستان میباشد ولی از دوسال به این طرف؛ سپری شدن هر روز این حقیقت را اشکار میسازد که ترویزم تنها محصول کج اندیشی و نافهمی های سیاست مداران افغانستان نست بکه پاکستان نیز درتشکیل، تجهیز، آموزش وادامه حیات آن درافغانستان ومنطقه نقش اساسی داشته که اکنون مسول درجه یک حرکات تروریستی ووحشت افگنانه تروریزم درمنطقه وجهان شناخته میشود.

حمایت وصدور تروریزم توسط پاکستان به افغانستان سبب شده است که اکنون موجودیت تروریزم  خواسته یا نا خواسته امنیت منطقه را درمخاطره ی جدی قرار دهد.

حملات وحشیانه ودهشت افگنانه چند روزپیش درشهر مومبای هند که بیشتر از یکصد انسان بی گناه را به کام مرگ سپرد وحملات پیهم درشهرپشاور پاکستان بالای ایستگاه های ترانزیتی نیروهای ناتو، ربودن دیپلوماتان خارجی توسط تروریست ها نشان میدهد که تروریزم ازچندی به این سو لانه کانونی اش( پاکستان) را به اتش کشیده، نظم وامنیت منطقه را نیز به یک چالش جدی فرا خوانده است.

هرچند نیروهای ایالات متحد از مدتی واقعیت قضیه را پذیرفته حملات هوایی اش را درمناطق سرحدی پاکستان اغاز کرده اند ولی واقعیت کلی موضوع اینست، تا زمان که حکومت ومردم پاکستان عملا درروند مبارزه علیه تروریزم با جامعه جهانی وکشور های منطقه متعهد وهم آهنگ نشوند این مبارزه راه به جای نخواهد برد.

اتنظار میرفت که با روی کار امدن اقای زرداری روند مبارزه با تروریزم تا حدودی درپاکستان شکل و نحوه ای عملی تر پیداکرده حکومت پاکستان دراین امر جهان را به عنوان یک عضو متعهد کمک نماید ولی اخیرا واضیح گردید که پاکستان هنوز درفکر مبارزه با تروریزم نبوده بلکه درمقابل جامعه جهانی وکشورهسایه ها درخصوص مسایل تروریزم طفره میرود.

زیرا درحمله چند روز قبل تروریست ها درشهر مومبای کاملا مشخص گردید که عاملان ان در پاکستان اموزش دیده واز پاکستان حمایت شده اند ولی با آنهم مقام های پاکستانی از پذیرفتن واقعیت سرباز زدند ونخواستند بپذیرند که تمام مشکلات  ومصایب کشور های همسایه تحفه ایست که از جانب پاکستان نصیب آنها میگردد.

افراط گرایان مذهبی که ازچند دهه قبل تاامروز ازجانب پاکستان درکشور ما صادر میگردید و منافع مقطعی پاکستان را دربهای قتل عام ها، انهدام ساختارهای اقتصادی، نمادهای تاریخی وفرهنگی ما میخریدند اکنون از افغانستان پا فرا ترگذاشته ملت ها ی بی گناه دیگری را نیز دربلای تروریزم و وحشت و دهشت گرفتار کرده است.

اما بخصوص ایالات متحده امریکا وهم پیمانان غربی اش همه ساله دربهای حرف های که هیجگاه عملی نشده باج های کلانی به پاکستان میدهند واین نوع برخورد امریکا وهم پیمانانش زمینه باج گیری بیشتری پاکستان را افزایش داده، در جهت مبارزه با تروریزم هیجگونه اثری مثبتی نمی گذارد بلکه تروریزم را قوی تر و گسترده تراز قبل میگرداند. نمونه این باج دهی را درسفرآقای گوردن براون درپاکستان میتوان به درستی تشخیص داد.

مردم افغانستان مشکل تروریزم را با گوشت وجان خود حس کرده وپی برده اند که تروریست ها جز عمال بیگانگان کسی دیگری نیست ولی وقتی می بینند که فساد اداری بیداد میکند، از قانون وقانونمداری جز نامی؛ نشانی نیست، نیروهای خارجی درماموریت های خاص خودشان گرفتاراند وبعضی اوقات باعث بی حرمتی، بی عزتی شده وحتا دربمباران های هوایی افراد بی گناه، زنان وکوکان را به قتل میرسانند ناگزیر در مقابل تروریزم لا اقل درحد یک هم زبان و هم سمت یا بی تفاوت می نشینند ویا درحد توانای با انان همکاری هایشان را دریغ نمی کنند ( اگر تروریست ها از همکاری های مردم محل برخوردادرنباشند تا این اندازه مخیل امنیت ونظم عمومی شده نمیتوانند) ، درنهایت نتیجه این میشود که در رشد تروریزم ودهشت افگنی بار دیگر سیاست مداران کشورما و کشور های مقصر اند که درعقب شعار مبارزه با تروریزم درافغانستان صف کشیده اند.

گزاف نخواهد بود اگر بگویم درصورتیکه پالیسی وبرخورد امریکا وجامعه جهانی درمقابل پدیده تروریزم چنین باقی بماند وبازهم برسیاست های اشتباه شان تاکید نمایند منطقه قربانی تروریزم خواهد شد، امنیت ونظم جهانی توسط همین تروریست ها دریک زمان نزدیک اخلال وبه مخاطره انداخته خواهد شد.

دراین اواخرپدیده تروریزم درافغانستان وپاکستان به دلیل اشتباهات پیهم دولت های غربی وسیاست مداران داخلی این دو کشوردرحدی قوت اجتماعی وسازمانی یافته است که درصورت نبود حمایت های خارجی حکومت های این دو کشور به طور غیر قابل باور از جلو گیری ومهار آن عاجز بوده واین احتمال وجود دارد تاب مقاومت دربرابر آن را بیش از مدتی کوتاهی نداشته باشند.

به باور کارشناسان وتحلیل گران فرستادن هیات ها و رفت و آمد های رهبران غربی درافغانستان وپاکستانُ وُافزایش نیرو برمبارزه علیه تروریزم اثری نخواهد گذاشت بل اگرغربی ها میخواهند به طور قطعی با پدیده تروریزم مبارزه کند دو راه بیشتر ندارند.

1- جامعه جهانی دربدل این همه مصارف گزاف وبیهوده مناسب به نظر میرسد که توان نظامی افغانستان را بالا برده ونهاد های دفاعی این کشور را تقویت بخشد تا خود توانای مهار ومحو تروریزم را پیداکرده که برای همیشه این مشکل حل شده باشد.

2- کاهش فقر وگرسنگی درافغانستان راه دیگری است که میتواند نیرو ونهادهای امنیتی این کشور وجامعه جهانی را درجهت مبارزه عیله تروریزم کمک نماید.

زیرا کار واشتغال سبب میشود تا زمینه استخدام جوانان بیکارتوسط تروریست ها ازبین رفته وازجانبی کار باعث میشود که فقر و گرسنگی کاهش پیدا کند ومردم نسبت به دولت وهمکاران بین المللی اش حس صداقت واعتماد بدست آروده وازاین طریق خود درمقابل تروریزم ودهشت افگنی که جزتباهی وسیه روزی چیزی دیگری را درپی ندارد ایستادگی نمایند.

 

 

 

          

چشم انداز صلح وتشدید خشونت.

طالبان ومخالفان مسلح درحالی خشونت های نظامی شان را درمناطق جنوب وغرب تشدید بخشیده است که اخیرا آقای کرزی تصمیم گرفته است، با سران طالب ومخالفان مسلح پروسه جدیدی صلح را درپیش بگیرد.

تاحال جناب رییس جمهور بارها از سران طالب وشخص ملاعمر خواسته است که با حکومت جناب شان سرصلح واشتی را در پیش گیرند مهم نیست این صلح به چه قیمتی تمام میشود، چند شب قبل یکبار دیگر آقای کرزی با جدیت تمام برطرح صلح با ملاعمر در حضور هیات حقیقت یاب ملل متحد پا فشاری کرده گفت درصورت که ملا عمر وطالب های به اصطلاح وی افغانی با حکومت صلح نمایند اقای کرزی پروای خوشی ودیقی هیج کسی ولو جامعه جهانی را هم ندارد ودرضمن تلاش خواهد کرد تا خواست های آنان را نیز فراهم نماید.

اما این تلاش های یک جانبه رییس جمهور به کجا خواهد رسید درحالیکه دراین اواخر طالبان خشونت های نظامی شان را قوی تر، شدیدتر وبیشتر نموده اند.

تلفات مالی وجانی که طی همین روزهای اخیر درولسوالی بالامرغاب بادغیس از جانب طالبان برارتش وپولیس ملی وارد شده استدیگر هیج زمینه ای برای صلح ومذاکره باقی نگذاشته است.

گفته میشود علاوه بر اینکه طالبان دریک شبیخونی در بادغیس 26 عراده موترهای تیز رفتار جنگی (Ranger) ارتش وپولیس را با خود برده اند چندین تن از افراد پولیس وارتش نیز دراین کمین جان های خود را ازدست داده وتعدادی زیادی هم به اسارت طالبان در امده اند.

این موضوع این واقعیت را آشکار می کند که طالبان اکنون در بسیاری از ولایت ها به نفوذ قابل ملاحظه ای دست یافته واز لحاظ تجهزات، توان وسازماندهی نظامی هم خیلی قوی تراز آن شده است که پولیس واردو ملی ما در موقع محاربه، آمادگی دارند. خندوآور اینست که آقای بشری با رسانه ها ازیک پلان تصفیه ای برای اینده در منطقه بالامرغاب صبحت میکند که که هم اکنون وزارت داخله بیشترین خسارت انسانی وابزاری را متحمل شده است ومسولان محلی این وزارت ادعا مینمایند که روند آزاد سازی سربازان اسیر به دست طالبان توسط ریش سفیدان محل با طالبان روی دست گرفته شده است.

درگیری های اخیر در هلمند، غزنی و دیگرنقاط کشورنیز نشاندهنده ای این حقیت است که طالبان ومخالفان مسلح بیش از پیش دست به یک آرایش جدید نظامی دربرابر نیروی نظامی داخلی وخارجی زده وتصمیم دارند به کار واهداف خود شان ادامه دهند ولی جالب این به نظر میرسد که جناب رییس جمهور یک سره برصلحی پا میفشارد که هرگز عملی نخواهد شد.

طرح صلحی را که رییس جمهور با طالبان ومخالفان مسلح دولت ریخته است از چند بعد قابل مکث وتامل است.

1- طالبان با پس منظر سیاسی و ایدیولوژیکی که دارد هیجگاه به قانون اساسی ونظام حاکم در کشور تن نخواهند داد، بلکه برای همیشه در فکر سرنگونی این نظام و قانون اساسی خواهند ماند. پس طالبان مخالفان ایدیولوژیک وسیاسی هستند نه قدرت خواهانیکه با شریک شدن به قدرت صلح را بپذیرند.

2- اگر هم صلح مورد نظر اقای کرزی درمیل طالبا افغانی واقع گردد، با توجه به ریشه های سیاسی و ایدیولوژی که که گروه طالبان دارد، طالبان به اصطلاح افغانی ما هیج گاه حدود اختیارات صلح وجنگ را در دست نداشته ونخواهند داشت زیرا موضوع صلح وجنگ با دولت افغانستان را انانی مشخص میکنند که برای طالبان پول و اسلحه ارسال میکنند ودر مواقع لازم به انان پناه میدهند، یا به عبارت دیگر طرف اصلی صلح وجنگ، این طالبان افغانی منظور اقای کرزی نیستند بلکه سازمان القاعده، سازمان استخباراتی پاکستان و تند روان عرب اند که تصمیم میگیرند چه کنند.

بااین وصف پیشنهاد صلح یک طرفه با طالبان افغانی به چه نتیجه ای خواهد انجامید؟

3- براساس سیاست های اشتباه حکومت وحامیان بین المللی اش، طالبان اکنون توانسته اند یکبار دیگر نفوذ سیاسی ونیروی نظامی شان را ترمیم وسرپانمایند، آیا به این راحتی به صلح با اقای کرزی راضی خواهند شد؟ درحالیکه انها به اقای کرزی ونظام وی هیج توجهی ندارند وهمیشه نیروهای خارجی وحضور خارجیان را طرف قضیه معرفی کرده اند واگر هم هدف آنها امتیاز گیری قدرت باشد به یک یا دو وزارت راضی نخواهند شد بلکه قدرت ونظام طالبانی میخواهند.

ازجانبی جامعه جهانی ونیروهای خارجی در کشور هم در قبال این طرح صلح سکوتی مطلقی اختیار کرده اند که برای مردم افغانستان خیلی ها پرسش برانگز مینماید، زیرا چگونه است که امریکا ومتحدان غربی اش درطرح صلحی راضی یا لا اقل بی تفاوت به نطر میرسند که پای ملاعمر- فرد درجه اول طالب وشامل لیست سیاه ایالات متحده- در میان میباشد.  

گمانه ها بر این است که آقای رییس جمهوردرماه های اخیر در یک ناگزیری جدی قرار گرفته که صلح با طالبان را تنها راه بیرون رفت برای خودش میداند که به این اساس تلاش میورزد تا به این مامول دست یابد.

 ویا اینکه پروژه های جدیدی از بازیگران بزرگ جهانی ومنطقه ای به همکاری وتطبیق کنند گان داخلی  بار دیگر برای ملت افغانستان ومنطقه چیده شده روی دست گرفته شده است.

رییس جمهور در این روزها در حالی صلح با مخالفان را دغدغه اصلی اش ساخته است که نظام و کشور در زیرلایه های فقر، بی نظمی، اختطاف وفساد گسترده اداری غرق ونابود شده است.

اما در کل صلحی با این اوصاف را که اقای کرزی با توجه به وضعیت شکننده موجود در کشور به پیش گرفته است تردید برانگیز به نظر رسیده وابهامات زیادی در ان به مشاهده میرسد، معلوم نیست انجام این صلح به کجا خواهد انجامید؟