افغانستان ودموکراسی ابزاری
کریمی
کشورما افغانستان اکنون دراستانه برگزاری دومین انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد که ظاهرا با ارزش ها ومعیار های دموکراسی همراه ومطابق میباشد.
ولی براساس تجربه های تاریخی وتجربه های معاصردموکراسی تنها مجموعه ای از ارزش ها وتفکرات سیاسی واجتماعی نیست بلکه تطبیق چنین نظامی بیش از هر ارزش مداری، برشالوده های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی استوار است که بدون انها تحقق دموکراسی پرشس برانگیزوحتاغیر ممکن مینماید.
افغانستان در تمام حیات تاریخ سیاسی اش پنج سال میشود که نظام سیاسی دموکراتیک را تجربه میکند؛ بااینکه در ابتدای تکوین این نظام که به همکاری های مستقیم غرب به میان امده است خوش بینی های زیادی برای تحقق یک دموکراسی اصول مند درافغانستان وجود داشت ولی پس از پنج سال مطابقت دموکراسی درافغانستان اکنون چنین به نظر میرسد که تحقق دموکراسی واقعی هنوزهم سال ها تلاش وپیکاری را مستلزم است که باید درابعاد مختلف صورت بگیرد.
هرچند شرایط بوجود امده برتعدادی از اقوام که درحاکمیت نظام های استبدادی قبلی همیشه محکوم بودند غنیمت است ولی صاحب نظران براین عقیده اند که دموکراسی بدون توسعه سیاسی وتوسعه سیاسی بدون توسعه اقتصادی وجود نخواهد داشت.
درست از همین جاست که مشکل دموکراسی درافغانستان هویدا میگردد وسرنوشت این دموکراسی وارداتی هم مشخص میشود.
نخست اینکه دموکراسی بیشتر یک فرایند سیاسی ملی میباشد اگرچه اوضاع بین المللی هم تاثرخودش را دارد ولی نه طوریکه درافغانستان دیکته میشود، وقتی قلمروسیاسی یک مملکت از امنیت یکسان، توزیع عادلانه سرمایه وقدرت، زمینه های اموزش وتحصیل مناسب بهره مند نبودند به هیج وجه دران کشوردرانتظار توسعه نباید نشست؛ درحالیکه هم اکنون غیر از شمال ومناطق مرکزی افغانستان مناطق جنوب، غرب وشرق پیهم در نا امنی مخالفت های جدی باحکومت مرکزی به سر میبرد وبلای نا امنی را که اکنون مردم هلمند، قندهار، نورستان، خوست و ... بر سر شان اورده اند براساس شاخص های توسعه مستقیما برزندگی مردم مناطق مرکزی وشمال کشور که در ارامش کامل به سر میبرند تاثیرات منفی خواهد گذاشت.
ازجانب دیگرانان که با لاف وپتاق حمایت وتطبیق دموکراسی براین کشور؛ وجود نظامی شان را تحمیل کرده اند هم تا حال کدام خدمت به دموکراسی نکرده اند.
این حامیان دموکراسی به رهبری ایالات متحده امریکا تاکنون بیشتر برکارها نوع کمک های درافغانستان خودشان مصروف ساخته اند که شکلی از ازرشمدارانه ای دموکراسی بوده نه تحکیم وتقویت کننده دموکراسی.
زیراتقویت ساختارهای سیاسی وبنیاد های اقتصادی میتوانند دموکراسی را تقویت وتحکیم بخشد، طوریکه در بالا مطرح گردید توسعه سیاسی واقتصادی دو اصل اساسی است که بدون انها دموکراسی تحقق پذیر نمیباشد وبراساس تعریف توسعه سیاسی واقتصادی افغانستان هنوزهم فرسنگ ها از دموکراسی فاصله دارد.
طی هشت سال حضور خارجیان وتبلیغات ملیارد ها کمک هنوز درافغانستان فقروگرسنه گی همچنان به عنوان یک چالش بدون راه حل باقی مانده وهرازگاهی صدها جوان ما در عقب دروازه های کشورهای همسایه قربانی یک لقمه نان میشوند.
غربی های که امروز خودشان را درافغانستان به شدت مصروف دموکراسی سازی نشام میدهند بیش از هرکسی دیگریه به دموکراسی جفا میکنند.
این نه تنها به فکر توسعه اقتصادی وسیاسی افغانستان نیستند که به همین شکل آرمان گرایانه اش هم جنبش سیاسی مخالف حکومت را با حمایت های سیاسی مستقیم از حکومت واخلال های سیاسی فرصت عملی را از انان گرفته اند.
درنخستین روزهای سال نو وبگو مگوها در مورد انتخابات کشور سروصداهای زیادی از جانب کاندیدهای ریاست جمهوری وجناح های رقیب سیاسی رییس جمهورکرزی شنیده میشد ولی با نزدیک شدن انتخابات همه ی آن سروصداها فروکش کرده گویا همه شان از کرسی ریاست جمهوری دل یخ کرده اند.
زیرا گفته میشود مصالح کشورهای کمک کننده وغربی باز براین قرار گرفته است که برای دور دوم نیز رییس جمهور کرزی کما کان برکرسی اش باقی بماند، درچنین حالتی کاندیداها نتیجه گرفتن از هرنوع تلاش را منتفی دانسته و احتمال میرود که کمپاین های را که تا حال انجام داده اند یا پس بگیرند ویا هم نیمه کاره رها نمایند، اگر چنین حدثی درست باشد نشان میدهد که بازار سیاست هم درکشور ما چنان مصرفی شده است که عرضه کننده ها طبق خواست خودشان نه براساس تقاضا ونیازمندی ما درکشور ما کالای سیاسی وارد میکنند ونه حتا همین دموکراسی که گفته میشود وارداتی است.
چیزی دیگری که فکر میشود تیشه برپای دموکراسی است، درجامعه کثیرالقومی افغانستان حمایت غربی ها بیشترازقومی مشخصی صورت میگیرد، درانتخابات پیش علاه از اینکه سایر جنبش های سیاسی به دلیل نا امیدی هیج کاندیدای را معرفی نکرده اند اکثر کاندیداهای که از لحاظ قوت های، اقتصادی وساسی از حمایت غربی ها برخوردار میباشند از قوم پشتون افغانستان هستند.
ازدیاد فشارهای نظامی از سوی غربی ها وبویژه ایالات متحده نیز این واقعیت را اشکار میسازد که خودشان هم برتحقق یک دموکراسی واقعی درافغانستان عقده مند نبوده وهدف شان هم چنین چیزی نیست بلکه غرب بیشتر به دنبال یک پایگاه نظامی قوی درمقابل رقیبان اسیایی بوده درتلاش تسلط بر منابع سرشار منطقه میباشند.
با این همه نتیجه چنین بدست می اید که دمکراسی که در کشور ما پیاده شده است، نه دموکراسی است، نه مردم سالاری است ونه هم غربیان مزدور بدون مزد کسی است که برایش این همه مصارف گزاف مالی، نظامی وجانی را متحمل شوند بلکه این دموکراسی ما ابزاری است بخاطر بدست اوردن اهداف بزرگ واستراتیژیک غرب در منطقه واسیا.
با این حال مردم افغانستان باید از فرصت پیش امده بیشترین استفاده را نماید وبه هیج کسی اجازه ندهند که با طالب سازی ها، جنگ سالار سازیها، گلبدین سازی ها فرصت ها گرفته اهداف را تعقیب کنند که نه به مصلحت ملی ونه به مصلحت منطقه ای میباشد.
واگر مردم افغانستان بیش از این به خود نیایند دموکراسی ای درکشوربه میان نخواهد امد که هیج؛ بلکه بسیار چیز های دیگری را از دست خواهند داد که به قیمت حیات ملی وحیثیت منطقه ای افغانستان تمام خواهد شد.