تبلیغات وسیعی مصالحه با طالبان؛

 با چه شیوه وهدفی

 

کریمی

گروه طالبان وهمکاران القاعده این گروه که درخزان سال 1380 خورشیدی بدست نیروهای مقاومت شمال افغانستان ونیروهای امریکایی وهمکاران بین المللی اش نابود گردیده بودند، اکنون باردیگر دراثر هشت سال بی کفایتی (ویا هم عمد) حکومت کرزی به یک مشکل استراتیژیک افغانستان وجهان تبدیل شده اند، ولی بد تر از ان تبلیغات کمپاینی بیش از 40 تن نامزد انتخابات قریب الوقوع درکشور بیش از اندازه به بزرگ نمایی این مشکل افزوده است.

ادامه نوشته

 

شدت رقابت های انتخاباتی واحتمال تقلب

کریمی

با نزدیک شدن تاریخ برگزاری انتخابات، میدان رقابت های انتخاباتی نیز تنگ تر شده واوضاع انتخاباتی هم به طورغیر مترقبه تغییر پذیرشده است.

آنچه در اوایل اغاز کمپاین انتخاباتی قضاوت میگردید وهمان قضاوت ها سبب دلسردی مردم نسبت به انتخابات شده بود، با گذشت زمان اندک همه چیز برعکس تغییر کرد.

    

ادامه نوشته

اقدام نظامی اخیر امریکایی ها

 به جا؛ ولی دیر به نظر میرسد

کریمی

بااینکه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری وشوراهای ولایتی درکشور بیش از دونیم ماه باقی نمانده است، امنیت به عنوان جدی ترین چالش سبب نگرانی های شدید مردم، حکومت افغانستان وجامعه جهانی شده است.

گسترش نا امنی ها اکنون نه به حیث یک چالش بزرگ فرا روی انتخابات قرار گرفته است که اگر چنین دوام ارود؛ بقای نظام نیز تحت پرسش قرار خواهد گرفت.

 

ادامه نوشته

انتخابات یک آزمون دیگر

کریمی

فرارسیدن انتخابات ریاست جمهوری وشوراهای ولایتی درکشور؛ مردم وسیاستمداران افغانستان دریک ازمون سخت وجدی قرار داده است.

بدون مبالغه انتخابات 29 هم اسد سال جاری خورشیدی نمای ازدومین انتخابات دموکراتیک، آزاد ومردمی درتاریخ سیاسی افغانستان خواهد بود، هرچند درفقدان یک فرهنگ سیاسی پخته ونیاز نظام دموکراتیک دخالت های زیادی بدور ازقاعده؛ از طرف قدرتمداران واشخاص صاحب نفوذ اعمال شده وقابل پیش بینی است ولی از انجاییکه درحضور جامعه جهانی وتاحدی هم درحضور نهاد های مدنی صورت خواهد گرفت میتوان یک اتنخابات دموکراتیک قلمداد کرد.

اما با توجه به وضعیت موجود افغانستان، با رفتن به پای صندوق های رای دهی وبرگزاری انتخابات میتوان حق دموکراسی را ادا کرد؟ پرسشی است متوجه مردم وسیاستگذاران افغانستان است.

بحران امنیت، فقروبیکاری، شکاف اعتماد درمیان مردم وحکومت وده ها مشکل دیگر تدابیری لازم وجدی میطلبد که باید توسط مردم ورجال سیاسی این کشور درقالب انتخابات اتخاذگردد، ازجانب دیگر هشت سال گذشته نقطه عطفی است درتاریخ سیاسی افغانستان که اغاز یک مرحله نوین سیاسی را برای ما نوید میدهد.

بنا براین نقش مردم افغانستان دراین انتخابات خیلی مهم، خطیروسازنده؛ درحیات سیاسی این کشور به نظر میرسد.

هشت سال گذشته وبخصوص پنج سال دوره ی ریاست جمهوری آقای کرزی دارای ارزش زمانی خاصی منحصر به خودش بود که متاسفانه تحت زعامت جناب کرزی خیلی راحت از کف ما رفت وباهمه ی منت گذاری های جهان برافغانستان نتیجه لازم بدست نیامد، در عبارت واضیخ ترمیتوان بیان کرد که آقای کرزی وتیمش با ناکارایی وغرق درفساد، این فرصت تاریخی را ازدست مردم افغانستان به هدر داد.

فرصت از دست رفته هرگز به سراغ ملت افغانستان نخواهد امد ولی انچه قابل بحث ونگرانی است این است که انتخابات پیش رو یک بار دیگر مردم افغانستان به امتحان فراخوانده است.

درشرایط که تروریزم، مواد مخدر، فقر، بیکاری وده هابلای دیگر افغانستان را تهدید به نابودی میکنند جهان درکنار افغانستان قرار گرفته ومیخواهد این کشور را از این منجلاب بد بختی نجات دهد، طی سالهای گذشته نیز تا انجا که مربوط به کمک های جهانی میشد، صورت گرفته است ولی از انجاییکه نقش اصلی را باید مردم افغانستان بازی میکردند، به ناتوانی وضعف گرایید وبالاخره این نقش مثبت به منفی تبدیل شد وسرانجام علاوه از انکشاف دوباره ی تروریزم، فساد اداری هم دامن ما گرفت.

انتخابات نتها راهکار وگزینه ای است که با تغییر درساختارحکومت وکابینه به کاهش تروریزم، مواد مخدر، بیکاری، فقروفساد اداری امیدوار بود، به تصریح باید گفت که این مامول زمانی دست یافتنی است که برای دور بعدی کرزی سیاست، وتیم ناکام ایشان به طورقطع باید، از حوزه سیاست افغانستان کنار زده شود واز میان سایر نامزدان نیز شخصی گزینش گردد که تطبیق توانایی یک چنین ریفورم سخت را پس از هفت سال فرهنگ فساد اداری واختلاص داشته باشد.

هرچند تعدد بیش از اندازه یا بهتر است بگویم تورم نامزدان سبب پراگنده گی بیشتر ارای مردم افغانستان خواهد شد که درنهایت به ضرر ما خواهد بود ولی این با مردم است که یک تصمیم عاقلانه وجدی این بار طوری عمل کنند که پس از این هم جلو چنین های هوی انتخاباتی گرفته شود وهم به چالش های جدی در برابرمردم افغانستان تدابیری لازم وبه موقع اتخاذ گردد.

نا امنی که طی سه چهار سال اخیر به ابتکار اقای کرزی دست به گریبان افغانستان شده است مهمترین چالش است که به ان اولویت داده شود راهکاری مناسبی به همکاری مردم دربرابر ان سنجیده شود.

اگر امنیت تامین نگردد به هیج نمیتوان ادعا کرد که ما قادر به بازسازی خواهیم شد، جامعه جهانی وحکومت اقای کرزی ظاهرا جدیت های اشتباه زیادی را به مردم افغانستان درقبال امنیت به نمایش گذاشت ولی با اقدام های کشتار مردم بی گناه، تلاشی های خود سرانه وتوهین به فرهنگ وارزش های جمعی مردم، تبعیض در برنامه های بازسازی، باج دادن به مخالفان مسلح وبالاخره دروغ به مردم نمیشود به تامین امنیت پرداخت، بلکه تامین امنیت برنامه های دقیق، سنجیده شده ی نظامی و به تعقیب ان تطبیق برنامه های بازسازی واقتصادی که موجب بهبود زندگی مردم گردد؛ میخواهد.

دریک بیان کوتاه میتوان گفت که اتنخابات 29 هم اسد سال روان باردیگر یک فرصت مناسب ونادر را در اختیار مردم افغانستان قرار خواهد داد که اگر مردم افغانستان باه هوشیاری وزیرکی ازان استفاده لازم صورت نکنند هرگز باز نخواهند یافت وبه همین شکل از طرف دیگر مهارت واقدام های موثری سیاستگذاران مملکت ما رانیز خواهان است که مردم را درمسیر خوب هدایت نموده واز ان در جهت بهبودی اوضاع در کشور استفاده نمایند.

 

انتخابات وچالش جدید

کریمی

برای برگزاری دومین انتخابات(انتخابات 29 اسد 1388) درافغانستان از همان ابتدا هم چالش های زیادی ناشی ازبرخورد های سیاسی غیر شایسته از سوی گروهای سیاسی متعدد درکشورومشکلات دیگری محتمل بود ولی با نزدیک شدن به تاریخ برگزاری این انتخابات علاوه از به واقعیت تبدیل شدن ان احتمال ها، چالش دیگری عرض وجود کرده اند که به هیج وجه نمیشود به حل انها پرداخت.

اولین چالش که دربرابر برگزاری یک انتخابات سالم وشفاف قرار گرفت، دلچسپی بیش از حد رییس جمهور به قدرت بود، اقای کرزی که از ابتدا درفکر بقایش درکرسی ریاست جمهوری افتاده بود تاریخ برگزاری انتخابات را از میعاد قانونی اش با تغییر وتعویق منحرف ساخت وپس از ان هم تلاش ورزید که با تبانی های غیر قانونی با دستگاه قضایی فاسد کشوربرحضور بی مشروعیتش درچوکی ریاست جمهوری مشروعیت ببخشد.

اگر چنین فرصت برای هرکسی دست دهد احتمال دارد به چنین تقلب های دست بزند ولی درچنین مواقع است که نقش پارلمان ونهاد های مدنی باید ظاهر گردد.

جامعه مدنی ورسانه ها درکوتاه کردن دست رییس جمهور از قدرت غیر مشروع جدیت های زیادی را به خرج دادند ولی درکشوریکه هیج ارزشی از دموکراسی واحترام به مردم وجود ندارد از دست نهادهای مدنی ورسانه ای چه برخواهد آمد

درکشورهای مثل افغانستان که هنوز مهمترین موضوع برای سیاست مدارانش معامله ی قدرت است واندرز های قرون وسطایی ماکیاولی بهترین دکترین چنین سیاسیت مداران را تشکیل میدهد، جناح های مخالف غیر قابل احتمال دراندک تغییرات؛ برسرقدرت معامله خواهند کرد، چنانکه جز تعدادی اندکی از وکیلان که هنوز به مزیت های معامله کمتر اشنا هستند ومزیت های قدرت را نچشیده اند، پارلمان افغانستان هم با رییس جمهور شاید به تفاهم معامله امیزی دست یافت که از کنار یک تقلب بزرگ سیاسی به راحتی گذشت.

رهبری پارلمان افغانستان اگاهانه هیج گاه موضع وموقف مشخصی را دراین خصوص اختیار نکرد، درنهایت هرسه قوه مستبدانه تر از نظام های استبدادی به خاطر منافع آنی اشخاص در راس قدرت بی باکانه وبی شرمانه دست منافع ملت ومردمی یازیدند، که با دنیای از ارزو وامید نظاره گر اولین نظام مشروع از طریق مشارکت سیاسی خودشان درطول تاریخ کشور بودند.

واما قوه ثلاثه ورجال برسر قدرت؛ ایا هیج فکری درمورد دموکراسی شعاری شان کرده اندیاخیر؟

گفته میشود براساس بررسی های محرمانه ای که ازسوی نهاد های معتبر بین المللی صورت گرفته اند مردم افغانستان باردیگر به پای صندوق های رای نخواهند رفت ویاهم کسانیکه این بار نیز به پای صندوق های رای دهی خواهند رفت شماری اندک از مجموع واجدان شرایط رای دهی خواهند بود.

آقای کرزی که تاکنون هرحرکتش ناقض ارزش های دموکراسی بوده مبنی حفظ قدرت؛ درطول زمامداری اش فقط شرایط را برای ثبت نام بیش از 43 تن را فراهم کرده است، دروقت شمارش ارا اگر ازمجموع بیش از هشت ملیون واجد شرایط راهی دهی 34 هزار رای درمجموع صندوق ها وجود نداشت، باز چه پاسخی ارایه خواهد کرد وبه  کشورهای که ملیاردها دالر را صرف دموکراسی سازی درافغانستان کرده اند چه حرفی را پیش خواهد کشید.

اگر حضور نظامی، سیاسی واقتصادی جامعه ی قدرتمند جهانی درافغانستان وجود نمیداشت بدون تردید نظام موجوده افغانستان یکی بد ترین نظامی میبود که نظیرش را تاریخ افغانستان هرگز نمیداشت.

باهمه کمک های جهانی رژیم دموکرات اقای کرزی به مردم چه کرده است، اگر مکتب ویا کلینیکی ساخته شده ویا اگر جاده ای قیر شده بیش از حکومت افغانستان نهاد های اجرایی کشورهای کمک کننده درانها نقش داشته اند.

مردم افغانستان با انتخابات پیش رو با نهایت دلسردی برخورد خواهند کرد، زیرا وقتی پس از هشت سال بازسازی وشعاردهی مردم بامیان جاده مرکزی شهرشان را کاه گل میکنند دیگر چه جای برای رای دادن مجدد شان باقی میماند.

اگر رییس جمهور به پیوستن بعضی از رهبران معامله گر دل بسته است داغ قتل عام های مردم بهسود دردو سال متوالی را توسط کوچی نام های فرمانبردارخودش چگونه مرهم میگذارد ویا قتل عام مردم جوزجان توسط اقای همدرد والی وقت ان ولایت را چه بهانه ای میتراشد واز همه مهمتر فاجعه ای بغلان را که دران وکلای صادق وخدمت گار این ملت توسط مافیای اقتصادی حلقه خاص  به شهادت رسیدند چگونه مردم ویا حد اقل هوادارن وموکلان انها فراموش خواهند کرد که بار دیگر به کرزی ویا امثال کرزی رای دهند.

براساس سروی یاد شده اکنون نگرانی های زیادی درمیان نهاد های بین المللی ومسول ایجاد شده است که انتخابات با صنودق های خالی چه معنا خواهد داشت. آیانتیجه هشت سال دموکراسی سازی سرانجام صندوق های خالی دومین انتخابات باشد، چه عوامل دخیل میباشد، چرا با همه مصارف وتلاش ها چنین باید گردد.

این دلسردی مردم میتواند عوامل متعدد داشته باشد ولی دوعامل مهم داخلی خارجی این رویکرد مردم نسبت به اتنخابات قابل بحث ونگرانی است.

عدم موفقیت برنامه های بازسازی ونهادسازی طوریکه مردم توقع داشتند؛ تاثیرجدی بر روحیه مردم نسبت به متولیان قدرت گذاشته وبد ترازان عدم توجه حکومت مرکزی به ولایات که درانتخابات 1383 خیلی صادقانه سهم گرفتند وبا اشتیاق خاص ارای شان را مرد وزن برای اقای کرزی ریختند.

عامل خارجی این بحث نیز دارای دوبخش عمده است، افزایش نا امنی درحضور مستقیم وپرقدرت نیروهای خارجی وبه قتل رساندن مردم ملکی درحملات شان. مردم افغانستان به شدت از نظام موجود وحامیانش خسته ودلگیر شده اند وازجانب دیگر تلقی موجود درمیان مردم این است که انتخابات یک برنامه تظاهری بیش نیست هرکسیکه توافق غرب را بدست اورده بتواند برکرسی ریاست جمهوری اینده افغانستان تکیه خواهد زد؛ بناء دادن رای بی فایده ومنتفی به نظر میرسد.

به هرترتیب این تصمیم نا خود اگاه مردم نسبت به روند دموکراتزیشن وانکشاف سیاسی درافغانستان میتواند نتیایج خطرناک انی وآتی را درپی داشته باشد واین محصول قدرتمداری جناب کرزی وحمایت اشتباه گونه غربی ها از وی میباشد.