به دریا انداختن کتاب؛

عمل غیر مسولانه ویا سانسور فرهنگی

کریمی

به مدنیت وانکشاف یک جامعه به میزان میتوان باورمند بود که به دانش، مطالعه وکتاب دران جامعه بها داده میشود، کتاب ومطالعه مهمترین شاخص انسانیت وجوامع انسانی، پذیرفته شده است ولی انچه درافغانستان مورد بی مهری بیشتر وحتا زمانی به استبداد گرفته میشود، کتاب وکتاب خوانی است.

نابود کردن یک اثر ویا کتابی حدود چند قرن قبل دراوپا به معنای نابود کردن صورت خدا پنداشته میشد ولی درافغانستان درقرن بیست یکم، کتاب به جرم زبان ومذهب با همه لاف وگزاف های ازادی بیان ونظام دموکراتیک به حمایت اربابان حکومت وقدرت به دریا انداخته میشود.

ازدموکراسی وازادی بیانیکه کتاب واندیشه به نابودی محکوم میگردد ومطالعه وتحقیق به استبداد گرفته میشود چه باوری میتوان داشت؟

ایا میتوان به دموکراسی بارومند بود؛ که هنوزاربابان قدرت خود به ان باور ندارند، 25 تن کتاب را فقط به یکبار به دریا می اندازند.

اقدام اخیر مسولان بی مسولیت ولایت نیمروز نشان داد که درافغانستان نه تنها دموکراسی وازادی بیان تاکنون شکل نگرفته است بل دراین کشور هنوزانسانیت شکل نگرفته، اندیشیدن وبیان به نابودی محکوم است.

نظیر حرکت جنایت بار اخیر مسولان محلی ولایت نمیروز به جز درقرون وسطی دراروپا درهیج برهه ای از تاریخ بشریت مشاهده نشده است.

انداختن نهج البلاغه واصول کافی درافغانستان به دریا با توهین توسط کاریکاتورها به پیامبرومقدسات اسلام وبی اعتنای به قران دراروپا (دنمارک) چه تفاوتی دارد؟

مسولان دلیر وزارت فرهنگ ما چه پاسخی به این پرسش دارد؛ پرویز کامبخش مقاله ای بسیار موجزی را از انترنیت پرینت گرفته بود وآنرا شاید به دو سه تا دوستش خوانده بود با اقدام نمادین وتظاهری ملا عمری به زندان طولانی محکومش کردند ولی از مسولان ولایت نیمروز که بدون تردید با وزارت اطلاعات وفرهنگ در ارتباط هستند کسی پیدا خواهد شد که آنها چه کردند؛ چرا نهج البلاغه را به دریا انداختند؟

اگرزبان فارسی کفر است؛ اگر مذهب شیعه هنوز کفر است، نهج البلاغه به زبان عربی است وعلی را به اتفاق همه مسلمانان خلیفه شان میدانند.

این استبداد میراثی هنوز در کدام خواب است که زبان فارسی را پذیرفته نمیتواند ومذهب شیعه را کفر میپندارد، اگر غیر ازاین است چرا دلیل قانع کننده از طرف ارگان های مسول ارائه نمیشود ویا اقدام لازم صورت نمیگیرد.

گفتنی است دربعضی از این کتاب های غرق شده به تاریخ وواقعیت های تاریخی افغانستان پرداخته شده است؛ یا اینکه عاملان این کاراز شاهکاری های پدران شان هراس دارند که مبادا مردم از ان چیزی بدانند. والی نیمروز گفته است که این تصمیم دور از عقل وخرد را وی تحت نظر وزارت فرهنگ، داد گاه عالی افغانستان وامنیت ملی گرفته بود، ولی مسولان وزارت اطلاعات وفرهنگ ودادگاه عالی افغانستان ابرز بی خبری کرده گفته اند که کتاب های که به دریا انداخته شده اند از جمله کتاب های است که هیج مشکلی ندارند، این کتاب ها همیشه درافغانستان مورد استفاده بوده وپس ازاین نیز خواهند بود.

مسولان ایرانی واقای ابراهیم شریعتی ناشر ووارد کننده این کتاب ها درایران نیز گفته است کتاب های که به دریا انداخته شدند هیج نوع مشکل قانونی نداشتند.

مذهب شیعه وزبان فارسی هردو درقانون اساسی افغانستان رسمیت دارند وجمهوری اسلامی ایران هم کشوری قانون مندی است که هیج چیزی خلاف ارزش های دینی واجتماعی دران کشور به چاپ نمیرسد

وهمچنان از انجاییکه این کتاب ها شش ماه قبل درمرز توقیف شده بودند وبراساس اظهارات غلام دستگیر والی نیمروز این واقعیت اشکار میگردد که توطئه درعقب این کار بوده ومسولان ارگان های متعدد دراین کار دست دارند، درغیر ان از توان یک والی بعید به نظر میرسد که 25 تن کتاب را به دریا اندازد.

به هرترتیب آنچه مایه یاس ودلسردی شده است؛ این است که همه شعار های ازادی بیان، دموکراسی، لیبرالیزم وارج گذاری به پایه های اجتماعی افغانستان؛ دورغی بیش نبوده اند، حکومت که خود به تکثر، آزادی اندیشه وپیشرفت معتقید نباشد چه توقعی از ان میتوان داشت که موجب انکشاف وپیشرفت درکشوری گردد که چند قرن دران کشور؛جنگ برمیراث های شاهی وتاج وتخت جریان داشته و بیش از سی سال دیگر به جنگ های داخلی سوخته است.

هرچند قبل براین نیز وزارت فرهنگ دست به یک سلسله  اقدام های سانسور فرهنگی زده بود ولی این بارمقام های محلی ولایت نیمروز به چنان سانسورفرهنگی اقدام کردند که برتمام سانسورهای واستبدادهای فرهنگی درطول تاریخ معاصر افغانستان نقطه پایان گذاشت.

شاید مقام های مسول وعاملان این سانسور فرهنگی هنوز بی خبر اند که به قرن بیست ویک عصر اطلاعات ویا به قول معروف Information Society  اطلاق میگردد. درچنین شرایطی که انترنیت واطلاعات الکترونیکی یک لحظه ای هم از زنده گی انسان ها دور نیست وقوی ترین نیروی قرن حاضر تثبیت شده است چگونه میتواند با انداختن چند هزار جلد کتاب به فرهنگ واطلاعات صدمه زد ویا بالای فرهنگی تعصب اعمال کرد.

انداختن کتاب به اب وحریق کردن اندیشه های انسانی چیزی بود رایج درقرون وسطی، با پیشرفت فناوری اطلاعاتی که همه جهان را به دهکده ای کوچکی تبدیل کرده و جغرافیا وزمان را درنوردیده اند آیا میشود دست به ستم های فرهنگی وتعصب امیز زد؟

هرگز چنین اعمال بدور از خرد انسانی وحتا طفلانه نمیتوانند جلو فناوری ارتباطی وگسترش اندیشه های انسانی را بگیرد، بل با ارتکاب به چنین اشتباهاتی برجهالت ونه فهمی خودشان تاکید میکند.

بهترخواهد بود به ارزش های حاکم عصر حاضر گردن نهاد وبه گفته هانتیگتن به فرهنگ های غنی وقوی احترام گذاشت واز مایه های ان به سودی فرهنگی خویشتن استفاده کرد.

 

ادامه ی وظیفه اقای کرزی

 دموکراسی و شفافیت انتخابات را

 به بن وبست کشید

کریمی

هرچند تاریخ نظام سیاسی جمهوری درافغانستان درکوده تای محمد داود خان درسال 1352 خورشیدی برمیگردد یعنی پیش ازاین نیز افغانستان د ارای نظام های سیاسی جمهوری بود ولی این نوع نظام سیاسی درکشور درسال 1383 خورشیدی به کمک جامعه جهانی زمانی مشروعیت سیاسی مبتنی برارزش های دموکراتیک یافت که شهروندان افغانستان دریک مشارکت مستقیم همگانی اقای حامد کرزی را به عنوان زعیم سیاسی افغانستان برای پنج سال دیگر انتخاب کردند.

به این ترتیب بربنیاد ارزش های دموکراسی و مشارکت سیاسی شهروندی، افغانستان اکنون دراستانه دومین انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد.

 به همین لحاظ میتوان ادعا کردکه دهه  روان خورشیدی یکی از درخشان ترین عصر سیاسی درتاریخ سیاسی افغانستان خواهد بود، زیرا از سال 1381 خورشیدی به این طرف به همکاری های مستقیم نظامی، سیاسی واقتصادی جهان، سیاست دراین کشورازانحصار ارباب واشراف، قوم وقبیله خاص وسلسله های میراثی بیرون رفته، وسرنوشت سیاسی مردم تاحدودی دراختیار خودشان قرار گرفته است.

قانون اساسی جدید، پارلمان انتخابی، شورای های ولایتی براساس ارای مستقیم مردم وارج گذاری به شماری از ارزش های سیاسی جدید، ارزش های حقوق بشری وسایرکنوانسیون های بین المللی ازدست اورد های برجسته ونکات افتخار افرین همین دوره است ولی انتخابات ریاست جمهوری 29 اسد سال جاری که یکی از امید های اساسی مردم افغانستان است واین مردم رنج کشیده وسیعا به همین انتخابات دل بسته اند تمام این دوست اوردها را نقض وهمه امید های این مردم زود باور را نقش براب خواهد کرد.

اقای کرزی که دراین دوره نیز نامزد این انتخابات است براساس ماده 61 قانون اساسی وظیفه اش در اول جوزای روان به پایان رسید ولی وی بربنیاد یک حکم دادگاه عالی افغانستان همچنان برچوکی قدرت تکیه زده، هنوزخودش را رییس جمهور مردم افغانستان میداند.

این درحالیست که بحث باقی ماندن رییس جمهور درکرسی ریاست جمهوری پس از اول جوزا، درابتدای سال جاری خورشیدی نیزداغترین مساله ای روی زبان رسانه های ملی وبین المللی ومحافل سیاسی بود واین بحث هنوزهم به شدید ترین شکلش ادامه دارد.

طی روزهای اخیر بیش از70 تن از اعضای برجسته مجلس نماینده گان ادامه ی وظیفه ی آقای کرزی را به کرسی ریاست جمهوری خلاف قانون اساسی افغانستان وارزش های دموکراسی خواندند گفتنی است نماینده گان یادشده به طور رسمی موارد متعددی از تخظی های آقای کرزی را به کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی تحویل داده اند.

همکاری ها وحضور مستقیم جامعه جهانی سبب شد که نظام حاکم درافغانستان طی هشت سال گذشته به بسیاری از ارزش های سیاسی واجتماعی دموکراسی پاسداری نموده، چنین وانمود گردد که همه این دست اوردهای مدرن سیاسی زیر رهبری شخص کرزی حاصل شده اند ولی با اقدام آخری اقای کرزی به اثبات رسید که جناب ایشان هیج گونه ارزش واحترامی به ارزش های سیاسی ودموکراسی بیشتر ازقدرت خودش درچوکی ریاست جمهوری نداشته واگر درشرایط موجود حضور خارجیان موجب نباشد اعمال هر نوع استبداد از وی به خاطر بقای قدرت هیج بعید به نظر نمیرسد.

شماری از اعضای مجلس نماینده گان، رسانه های گروهی، جامعه مدنی ومردم افغانستان نسبت به باقی ماندن کرزی به چوکی ریاست جمهوری تلاش های لازم وجدی را به خرچ دادند ودراین خصوص مسولیت های شهروندی ودموکراتیک شان را تا حدودی ادا کردندولی انچه مهم است نهادهای بین المللی موثر به شمول یوناما درخصوص ادامه ی وظیفه ی غیر مشروع اقای کرزی به کرسی ریاست جمهوری تاحال کمترین تلاشی را به خرج نداده به این اساس میتوان گفت که این نهاد های اثرگذاربین المللی درنقض دموکراسی، قانون اساسی وامال مردم افغانستان همان اندازه مقصر میباشند که مردم افغانستان؛ اقای کرزی را مقصر میدانند.

بدترازادامه ی تحمیل اقای کرزی به کرسی ریاست جمهوری گفتنی است که جناب وی کمپاین های را درمیان طالبان ومخالفان مسلح دولت افغانستان که بیش از هشت سال میشود که به شکل روز افزونی در رویارویی نظامی با حکومت ومردم افغانستان قرار دارند راه انداخته است ووعده وعید های نیز به انان داده است.

همچنان شایعاتی وجود دارد که درمناطق جنوب وغرب افغانستان شماری زیادی از طالبان کارت های رای دهی گرفته اند، اما این نکته واضیح نشده است این کارت ها به چه منظور گرفته شده است، یعنی هدف ازاین کارت ها حمایت از نامزد مشخص میباشد یا اینکه بخاطر اخلال وتخریب روند انتخابات خواهد بود.

بهر ترتیب اقدام های اخری جناب کرزی نشان داد که وی به ارزش های دموکراتیک ومدرن سیاست هیج باور نداشته وبخاطر بقای قدرتش از هیج تلاشی فروگزارکردنی نمیباشد، ولی انچه قربانی این قدرت طلبی های حضرت عالی شد این دموکراسی تازه پای واعتماد مردم افغانستان به دموکراسی میباشد واین نکته خیلی اسف بار است که استبداد وقدرت طلبی با حضور مستقیم جامعه جهانی هنوزهم درافغانستان اعمال میشود وهر تلاشی سیاسی ای برای بهبود حوزه سیاست واقتصاد دراین کشور همیشه براساس خواهش های شخصی یک فرد قربانی شده وبجای نرسیده است.

تاریخ افغانستان قربانی های راه روشنگری سیاسی را زیاد داشته است ولی شماری کرزی های که جز به قدرت به هیج چیزی دیگری نه اندیشده وهرتلاشی انسان گرایانه ای را به ناکامی مواجه ساخته است نیز کم نبوده اند وسرانجام درقرن بیست ویک درحضور مستقیم ملل طرفدار دموکراسی یک بار دیگر درافغانستان همه ی تلاش های دموکارسی خواهانه نیروهای داخلی وخارجی به بن وبست کشده شد وناکام شد.