چشم انداز صلح وتشدید خشونت.
طالبان ومخالفان مسلح درحالی خشونت های نظامی شان را درمناطق جنوب وغرب تشدید بخشیده است که اخیرا آقای کرزی تصمیم گرفته است، با سران طالب ومخالفان مسلح پروسه جدیدی صلح را درپیش بگیرد.
تاحال جناب رییس جمهور بارها از سران طالب وشخص ملاعمر خواسته است که با حکومت جناب شان سرصلح واشتی را در پیش گیرند مهم نیست این صلح به چه قیمتی تمام میشود، چند شب قبل یکبار دیگر آقای کرزی با جدیت تمام برطرح صلح با ملاعمر در حضور هیات حقیقت یاب ملل متحد پا فشاری کرده گفت درصورت که ملا عمر وطالب های به اصطلاح وی افغانی با حکومت صلح نمایند اقای کرزی پروای خوشی ودیقی هیج کسی ولو جامعه جهانی را هم ندارد ودرضمن تلاش خواهد کرد تا خواست های آنان را نیز فراهم نماید.
اما این تلاش های یک جانبه رییس جمهور به کجا خواهد رسید درحالیکه دراین اواخر طالبان خشونت های نظامی شان را قوی تر، شدیدتر وبیشتر نموده اند.
تلفات مالی وجانی که طی همین روزهای اخیر درولسوالی بالامرغاب بادغیس از جانب طالبان برارتش وپولیس ملی وارد شده استدیگر هیج زمینه ای برای صلح ومذاکره باقی نگذاشته است.
گفته میشود علاوه بر اینکه طالبان دریک شبیخونی در بادغیس 26 عراده موترهای تیز رفتار جنگی (Ranger) ارتش وپولیس را با خود برده اند چندین تن از افراد پولیس وارتش نیز دراین کمین جان های خود را ازدست داده وتعدادی زیادی هم به اسارت طالبان در امده اند.
این موضوع این واقعیت را آشکار می کند که طالبان اکنون در بسیاری از ولایت ها به نفوذ قابل ملاحظه ای دست یافته واز لحاظ تجهزات، توان وسازماندهی نظامی هم خیلی قوی تراز آن شده است که پولیس واردو ملی ما در موقع محاربه، آمادگی دارند. خندوآور اینست که آقای بشری با رسانه ها ازیک پلان تصفیه ای برای اینده در منطقه بالامرغاب صبحت میکند که که هم اکنون وزارت داخله بیشترین خسارت انسانی وابزاری را متحمل شده است ومسولان محلی این وزارت ادعا مینمایند که روند آزاد سازی سربازان اسیر به دست طالبان توسط ریش سفیدان محل با طالبان روی دست گرفته شده است.
درگیری های اخیر در هلمند، غزنی و دیگرنقاط کشورنیز نشاندهنده ای این حقیت است که طالبان ومخالفان مسلح بیش از پیش دست به یک آرایش جدید نظامی دربرابر نیروی نظامی داخلی وخارجی زده وتصمیم دارند به کار واهداف خود شان ادامه دهند ولی جالب این به نظر میرسد که جناب رییس جمهور یک سره برصلحی پا میفشارد که هرگز عملی نخواهد شد.
طرح صلحی را که رییس جمهور با طالبان ومخالفان مسلح دولت ریخته است از چند بعد قابل مکث وتامل است.
1- طالبان با پس منظر سیاسی و ایدیولوژیکی که دارد هیجگاه به قانون اساسی ونظام حاکم در کشور تن نخواهند داد، بلکه برای همیشه در فکر سرنگونی این نظام و قانون اساسی خواهند ماند. پس طالبان مخالفان ایدیولوژیک وسیاسی هستند نه قدرت خواهانیکه با شریک شدن به قدرت صلح را بپذیرند.
2- اگر هم صلح مورد نظر اقای کرزی درمیل طالبا افغانی واقع گردد، با توجه به ریشه های سیاسی و ایدیولوژی که که گروه طالبان دارد، طالبان به اصطلاح افغانی ما هیج گاه حدود اختیارات صلح وجنگ را در دست نداشته ونخواهند داشت زیرا موضوع صلح وجنگ با دولت افغانستان را انانی مشخص میکنند که برای طالبان پول و اسلحه ارسال میکنند ودر مواقع لازم به انان پناه میدهند، یا به عبارت دیگر طرف اصلی صلح وجنگ، این طالبان افغانی منظور اقای کرزی نیستند بلکه سازمان القاعده، سازمان استخباراتی پاکستان و تند روان عرب اند که تصمیم میگیرند چه کنند.
بااین وصف پیشنهاد صلح یک طرفه با طالبان افغانی به چه نتیجه ای خواهد انجامید؟
3- براساس سیاست های اشتباه حکومت وحامیان بین المللی اش، طالبان اکنون توانسته اند یکبار دیگر نفوذ سیاسی ونیروی نظامی شان را ترمیم وسرپانمایند، آیا به این راحتی به صلح با اقای کرزی راضی خواهند شد؟ درحالیکه انها به اقای کرزی ونظام وی هیج توجهی ندارند وهمیشه نیروهای خارجی وحضور خارجیان را طرف قضیه معرفی کرده اند واگر هم هدف آنها امتیاز گیری قدرت باشد به یک یا دو وزارت راضی نخواهند شد بلکه قدرت ونظام طالبانی میخواهند.
ازجانبی جامعه جهانی ونیروهای خارجی در کشور هم در قبال این طرح صلح سکوتی مطلقی اختیار کرده اند که برای مردم افغانستان خیلی ها پرسش برانگز مینماید، زیرا چگونه است که امریکا ومتحدان غربی اش درطرح صلحی راضی یا لا اقل بی تفاوت به نطر میرسند که پای ملاعمر- فرد درجه اول طالب وشامل لیست سیاه ایالات متحده- در میان میباشد.
گمانه ها بر این است که آقای رییس جمهوردرماه های اخیر در یک ناگزیری جدی قرار گرفته که صلح با طالبان را تنها راه بیرون رفت برای خودش میداند که به این اساس تلاش میورزد تا به این مامول دست یابد.
ویا اینکه پروژه های جدیدی از بازیگران بزرگ جهانی ومنطقه ای به همکاری وتطبیق کنند گان داخلی بار دیگر برای ملت افغانستان ومنطقه چیده شده روی دست گرفته شده است.
رییس جمهور در این روزها در حالی صلح با مخالفان را دغدغه اصلی اش ساخته است که نظام و کشور در زیرلایه های فقر، بی نظمی، اختطاف وفساد گسترده اداری غرق ونابود شده است.
اما در کل صلحی با این اوصاف را که اقای کرزی با توجه به وضعیت شکننده موجود در کشور به پیش گرفته است تردید برانگیز به نظر رسیده وابهامات زیادی در ان به مشاهده میرسد، معلوم نیست انجام این صلح به کجا خواهد انجامید؟