تکرارکشتار غیر نظامیان

اشتباه یا تاکید

کریمی

دره زیبای سوات اکنون به یک میدان گرم نبردهای مسلحانه وخونین میان نیروی های دولتی پاکستان وطالبان محلی بدل شده است، گفته میشود طی روزهای اخیر طالبان پاکستانی درمنطقه منیر ودر 12 کیلومتری اسلام اباد نزدیک شده اند، این نکته بعضا نگرانی ایجاد کرده است که گفته میشود منیر جای است که تاسیسات اتمی پاکستان درهمانجا بنا شده است.

هرچند این پیشرفت های چشمگیر طالبان درپاکستان نگرانی های زیادی را درمنطقه وجهان سبب شده است ولی مقام های پاکستانی؛ این گسترش زود هنگام وقوت گرفتن طالبان درپاکستان را انقدر جدی نگرفته واقای زرداری درجلسه واشنگتن به کاخ سفید وعده سپرده است که با طالبان برخورد قاطعانه خواهد کرد، این درحالیست که چند روز قبل اقای زرداری تفاهم نامه ای را با طالبان محلی امضا کرده بود که بر پایه ان تفاهم نامه دره سوات وبعضی مناطق قبایلی به طالبان تعلق میگرفت وبایست درانجا شریعت طالبانی حکمفرما میگردید. درهمین حال خانم هیلاری کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده امریکا به شدت ازان توافق میان حکومت پاکستان وطالبان محل انتقاد کرده بود وابراز نگرانی کرده بود.

رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده امریکا نیز درسفری که به افغانستان داشت گفت درمورد پیش روی های طالبان به طرف پایتخت پاکستان وایستگاه های تاسیسات اتمی پاکستان حکومت آن کشور تدابیری را سنجیده واین موضوع جای نگرانی نمیباشد.

طالبان پاکستانی درحالی تا کنون جدی گرفته نشده است که طی چند ماه اخیرگسترش وقوت قابل ملاحظه بدست اورده وگهگاهی حکومت را مجبور به مصالحه ومذاکره مینماید.

 مذاکرات وجنگ های پیهم اخری درحالی درپاکستان به اجرا گذاشته میشود که قبل براین هیجگاه حکومت پاکستان پذیرا نبود که پایگاه ها، پناه گاه ها ومنابع اصلی تروریزم درخاک پاکستان مییباشد.

ولی اکنون به ناچار درمقابل طالب ودهشت افگن درسنگر مستقیم نبرد قرار گرفته است.

با گسرش طالبان درانطرف مرز وشدت گرفتن فعالیت های دهشت افگنانه ترریزم درخاک پاکستان درداخل افغانستان تاحدی چنین حس میگردد که تخریبات طالبانی فروکش کرده است واین احتمال عرض وجود کرده است که چنانچه پاکستان خود درشرطالب گیر بماند درافغانستان ارامی نسبی حکمفرما خواهد گردید.

اما نیروهای امریکایی با هربار بمباران وعملیات ناسنجیده وکاملا غلط خود اب دراسیاب دشمن میریزد.

به قتل رسیدن بیشتر ازصد تن غیر نظامی به شمول هشت تن دانش اموز مکتب درولسوالی بالابلوک ولایت فراه درعملیات هوایی نیروهای نظامی امریکایی درهفته گذشته سبب خشم جدی مردم افغانستان شده است تصورچنین است که اقدام های نظامی ازاین دست زمینه بیشتری را برای جذب جوانان عقده مند از میان مردم برای همکاری با تروریزم وطالب بیش از پیش فراهم خواهد کرد.

هرچند چنین عملیات نظامی بار ها تکرار شده اشت واشتباه تلقی شده، اما تکرار این اشتباه های بزرگ وغیر قابل جبران میرساند که قتل عام مردم ملکی درحملات هوایی امریکایی ها نه تنها اشتباه نیست که به عنوان یک راهکار جدی برای دست اوردن هدف مورد نظر جدا تعقیب ومورد تاکید قراردارد.

براساس اعلامیه مطبوعاتی که از سوی مرکز اطلاعات ورسانه های  حکومت نشر گردید، کشتار غیر نظامیان در بالا بلوک فراه به عهده طالبان گذاشته شده است ودراین اعلامیه تلاش شده است که به نیروها ی امریکایی برائت داده شود ولی این توجیهات چیزیست که بر اساس هیج منطقی پذیرفتنی نیست زیرا طالبان از چنین را هکارهای به عنوان یک بخش استراتیژی نظامی شان استفاده میکنند وکشتن مردم ملکی هم چیزی تازه برای طالبان نیست، اما نیروهای حکومت ونیروهای نظامی ایالات متحده امریکا که صلح وتامین امنیت را به عهده دارند چرا با طالبان درچنین جنایت های شریک گردند.  

شاید نوع مبارزه حکومت های افغانستان وپاکستان طی هشت سال گذشته علیه طالب وتروریزم ازجهاتی مختلفی نواقص داشته است ولی به نظر کارشناسان مسایلی اجتماعی آنچه با عث قوت گرفتن طالبان ونفوذ انان درمیان مردم شده است بی اعتنایی نیروهای خارجی به عنعنات، فرهنگ وحتا جان افراد ملکی وغیرنظامیان بوده است.

تا حال درهر حمله هوایی که از جانب قوای ایتلاف وایالات متحده امریکا بالای طالبان وتروریستان صورت گرفته است همیشه بیشترین تلفات جانی وخسات های مالی متوجه افراد ملکی وغیرنظامیان بود ه است، این اشتباه های خارجی ها یکبار وحتا ده بار هم نبوده است وبلکه همیشه چنین اشتباه های خطرناک را مرتکب شده اند.

اکنون این نگرانی بیشتر شده است که اقدام های نا سنجیده واشتباه های پیهمی نیروهای خارجی سبب انکشاف رابطه میان مردم وطالبان نگردد تا دامنه مخالفت علیه خارجیان تا میان توده های وسیع مردمی راه باز نکند که درانصورت توان فرونشاندن چنین اوضاعی را نه ایالات متحده ونه سایر همکاران ومتحدانش ونه اقای کرزی وتیمش خواهد داشت.

برای دولت افغانستان وجامعه جهانی شانس خوبی دست داده است که اکنو طالب و تروریزم؛ رخ به طرف پاکستان گردانده وبا یگانه حامی اش دست وگریبان شده است، مجال پیاده کردن طرح های شیطانی اش را درافغانستان کمتر دردست دارد.

کشورهای مبارز علیه تروریزم ومواد مخدر به جای اینکه بمب را بر سر مردم بی گناه وملکی میریزند، به همکاری دولت افغانستان میتوانند ازهمین نقطه آغاز کرده به تدریج دوسیه سیاه طالب را در افغانستان بسته نمایند.

زیرا با کشمکش ها وزدو خورد های خونین میان حکومت پاکستان وطالبان مناطق قبایلی همه مسایل به این گونه حل شده است که طالب ودهشت افگنی نه تنها یک پدیده افغانی نبوده که مردم افغانستان طی سال های گذشته قربانی این پدیده بوده اند؛ پس چه خوب شد که اکنون درگریبان خودش-پاکستان- پیچیده است.

به طور خلاصه چنین میتوان گفت که مهمترین شرط پیروزی افغانستان وجهان درمبارزه با تروریزم درافغانستان قانونمند شدن نیروهای خارجی وهم اهنگی کامل عملیات نظامی به شکلی که دیگر مردم ملکی درافغانستان خسارت برندادرند، درغیر این صورت هر نوع تلاش ناسنجیده واحمقانه خود سبب گسترش تروریزم خواهد شد، این زمانی خطرناک خواهد گردید که مردم مثل سال های قبل یک باردیگر سراغ جهاد ومجاهدت را بگیرند قسمیکه تاریخ افغانستان مملو از چنین بیگانه ستیزی ها میباشد.

   

 

 

نشست سه جانبه واشنگتن؛ امید یا تردید

کریمی

مبارزه با تروریزم درمنطقه وبویژه در مرزهای مشترک پاکستان وافغانستان از چند ماهی به این طرف اساس کارایالات متحده امریکا وموضوع محوری متحدان ان کشور درمنطقه را تشکیل میدهد.

خوب است که اکنون جهان متوجه این نکته شده است که تنها منبع اصلی ومهم تروریزم مناطق سرحدی وقبایلی پاکستان است، هرچند مناطق سرحدی افغانستان نیز خالی ازطالب وتروریست نیست ولی بیشترین آسیب نا امنی را افغانستان از ناحیه تروریست های می بیند که پناه گاه های شان در خاک پاکستان است واز همان جا اموزش وتجهیز میشوند.

اخیرا تفاهم سوات میان حکومت پاکستان وطالبان محلی سبب نگرانی های شدید جهان شد وامروز رهبران دو کشور همسایه افغانستان وپاکستان درواشنگتن دیدار روی مسایل مختلف منطقه ای وهردو کشور همسایه خواهند داشت.

گفتنی است این دیدار سه جانبه ابتدا میان پاکستان وافغانستان انجام خواهد شد، پس از ان باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده امریکا با رییسان جمهورافغانستان وپاکستان اقایان حامد کرزی واصف علی زرداری دیدار های جداگانه انجام میدهد وسپس ملاقات سه جانبه ای میان افغانستان، پاکستان وایالات متحده امریکا صورت میگرد.

پیش از این نیز تجربه نشست سه جانبه میان افغانستان، پاکستان وایالات متحده امریکا دردوره پرویز مشرف وجود داشت که متاسفانه هیج نتیجه ی را درپی نداشت ولی این بارفقط این موضوع در خور اهمیت است که کشور میزبان درنظر دارد علاوه از گفت وشنود روی مبارزه با تروریزم ونا امنی درمناطق قبایلی وسرحدی، روی این نکته نیز بحث صورت خواهد گرفت که بنیادهای اقتصادی(زراعت) واجتماعی( آموزش وپرورش) کشورهای افغانستان تقویت گردد، تا ازاین طریق مبارزه موثری علیه تروریزم انجام پذیر باشد.

درظرف کمتر از دو ماه گذشته از نشست دینهاگ تا نشست واشنگتن پیوسته افغانستان وپاکستان محور گفت وگو های جهانی ومنطقه ای بوده وروی معضل تروریزم دراین دو کشور صحبت شده است.

اما درحالیکه چنین گفت وگوهایی ونشست هایی ادامه دارد موجی از خشونت ها دامن پاکستان را گرفته وسرانجام حکومت را مجبور به امضای یک تفاهم نامه ننگین با طالبان محلی ان کشورنمود ودراین روزها علی رغم تفاهم، درگیری های خونینی میان نیروهای امنیتی حکومت وطالبان محلی در دره سوات ادامه دارد.

ازاین جامعلوم میشود که درصورتیکه اقدام های موثر، به وقت وعملی دراین جهت صورت نگیرد چنین نشست ها، زمینه های گسترش تروریزم را بیشترفراهم و تروریست هارا گستاخ تروامیدوارتر از قبل میسازد.

تغییر استراتیژی ایالات متحده امریکا درمنطقه یکی از نوید های نابودی تروریزم بود ولی دیده شدکه تفاهم نامه سوات درزمانی امضا شد که بیشتراز یک ماه از بحث وری این استراتیژی درهاگ گذشته بود وتمام جناح ها جهانی ومنطقه ای ازاین استراتیژی اعلام حمایت کرده بودند.

از سال جاری م که توجه جامعه جهانی برمحور تروریزم عمیق تر شده است، برعکس تروریزم نیز گسترش یافته وبیش از پیش خطر افرین تر به نظر میرسد.

هرچند حکومت ملکی پاکستان به هبری اصف علی زرداری تا حدودی تلاش میورزد که حد اقل دست تروریزم را از گریبان پاکستان رها سازد ولی از اینکه اطلاعات وارتش این کشور هنوزهم از همان قدرت برخوردار هستند که درزمان حکومت نظامی داشتند سبب شده است که تلا ش های رهبری حکومت بی اثر باقی بماند.

کارشناسان هنوزمسایل افغانستان وپاکستان براین بارو اند که سازمان اطلاعاتی پاکستان وارتش این کشور تنها حامی قوی ترویزم درمنطقه است تا زمانیکه سازوکارهای اساسی بخاطر جلوگیری از حمایت اطلاعات پاکستان از تروریزم صورت نگیرد مبارزه با تروریزم کاری عبثی بیش نخواهد بود.

مشکلات ارضی میان افغانستان پاکستان ومیان پاکستان وهند عوامل عمده شده است که سازمان اطلاعاتی پاکستان هزینه های هنگفت وتلاش های جدی را بخاطر تقویت تروریزم درمنطقه برعهده بگیرد.

زیرا درموجودیت مزاحمت های تروریستی برای افغانستان وهند موضوع ادعاهای ارضی از طرف این دو کشور تا حدی زیادی فرو کش میکند.

به هرترتیب هنوز زود است که درخصوص نتیجه ای این نشست داوری کرد ولی اگر عوامل اصلی رشد، گسترش، تجهیزواموزش تروریزم درمنطقه ارزیابی درست نگردد وبازهم نتایج این نشست به  تعدهات زبانی رییسان جمهور دو کشور واگزارگردد وبخصوص منتظر حرف های رییس جمهور پاکستان بود، همان دست اوردی را خواهد داد که نشست های قبل ازاین داده اند.

 

 

 

 

 

 

تفاهم سوات یا

سقوط پاکستان درکام تروریزم

 

کریمی

افغانستان بیشتر از یک دهه ونیم است که با بلای تروریزم دست وپنجه نرم میکند وبه این پدیده شوم قربانی میپردازد ولی کشورهای همسایه ما بخصوص پاکستان که همیشه منبع ومرجع تروریزم وبد بختی های افغانستان بوده است هیجگاه فریاد های ما را نشنید، سرانجام،تفاهمنامه که میان دولت پاکستان وطالبان پاکستانی به امضا رسید نه تنها منبع ولانه تروریزم مشخص گردید که این واقعیت نیز واضیح شد که کشور بانی ومادر هم بالاخره به کام فرزند ناخلفی که برای سیه روزی دیگران تربیه کرده بود فرورفت.

این همسایه جنوبی افغانستان پس از پیروزی واستقلال درسال 1947 م وتشکیل کشور بنام پاکستان تا امروز برای دو همسایه شمالی وجنوبی اش یعنی کشور ما وهندوستان همیشه منبع مزاحمت های سیاسی، اقتصادی وحتا ارضی بوده است.

هرچند موضوع خط دیورند میان افغانستان وپاکستان به طور جدی هیج وقت مطرح نشده است انطوریکه کشمیر محورمنازعات میان هندو پاکستان بوده است ولی اسیب که ازجانب پاکستان از مجراهای متعدد به ویژه تروریزم متوجه افغانستان بوده است بسی کمتر از مزاحمت های است که هند با ان گرفتار میباشد.

طالب وتروریزم جدی ترین حربه پاکستان بود که بالاخره درپایان قرن 21 برافغانستان حواله گردید واین نشانه همسایه ما چنان دقیق بر هدف رفت که بیشتر از یک دهه ونیم است که مردم افغانستان وجهان به این بلای پاکستانی قربانی میدهد، اما این اژدهای سهمگین با قطع شدن هر سرش هفت سر دیگر بیرون میاورد.

سرانجام این نکته تا حدودی برای مصیبت دیده گان طالب تسکین دهنده است که یک سرش هم در داخل پاکستان بیرون امد وبلاخره بلعیدن جغرافیای مادر راهم اغاز کرد.

توافقنامه سوات میان حکومت پاکستان وطالبان نه تنها برای پاکستان یک امضای نامیمون خطرناک به نظر میرسد که همین توافقنامه قصر سفید را نیز به تکان اورده است.

تحلیل های سطحی چنان وانمود میکردند که پاکستان با این کارش میخواهد لااقل برای چند روزی خودرااز شری این فرزند ناخلف درامان نگهدارد واسیب های زود رس احتمالی ازاین ناحیه را متوجه افغانستان سازد ولی خانم کلینتون رسما ابراز نگرانی کردو گفت این توافقنامه امنیت منطقه، جهان وایالات متحده را به خطر انداخته وپاکستان را درکام تروریزم سقوط خواهد داد.

مهمترین وخطرناک ترین بخش توافقنامه یا صلح سوات این است پس ازاین قوانین شریعت طالبانی دراین نقطه ای از پاکستان به اجرا وتطبیق درمی اید، شاید یکی از علل ناکامی درمبارزه با تروریزم این باشد که طالبها از احساسات مذهبی های بیسواد استفاده سو میکنند، با این وجود زمانی مبارزه با طالبان به نتیجه خواهد رسید که مردم محل هم همکاری داشته باشد؛ همکاری مردم هم وقتی میسر است که زمینه تربیه ی یک نسل اگاه وباسواد امکان داشته باشد درحالیکه طبق قوانین وشاخص های شریعت طالبان دختران اجازه مکتب رفتن را ندارند وپسران هم میتوانند فقط تحصیلات 100% مذهبی آن هم به شکل افراطی داشته باشند.

به این اساس توافقنامه یاد شده نه تنها مشکلات امنیتی را برای پاکستان وافغانستان در کوتاه مدت به میان خواهد اورد که برای درازمدت مشکل امنیت نهادینه خواهد شد ومشکلات جدی اجتماعی رانیز برای منطقه پی خواهد اورد.

افغانستان که دیر است که با تروریزم دست وگریبان است وپاکستان به عنوان یگانه حامی نظامی ومالی تروریزم نقش ایفا کرده است این بار نیز ضرر بیشتر توافقنامه سوات متوجه افغانستان خواهد بود.

زیرا اگر افغانستان وجامعه جهانی دراین خصوص با پاکستان به یک فیصله مشخصی دست نیابد

دره سوات به عنوان یک پناهگاه مستقل میتواند مزاحمت های بیشتر وجدی را پس ازاین برای ما خلق کند.

مشکل تروریزم زمانی درافغانستان راه حل اساسی پیدا خواهد کرد که منبع وپناهگاه های این پدیده شوم درپاکستان وسرحدات افغانستان نابود گردیده وفرصت بازتوانی واحیای دوباره تروریزم هم سلب گردد، با مطابقت نفهمنامه سوات وقرار گفتن دره سوات به طالب والقاعده بشتر ازپیش زمینه های مبارزه اساسی باتروریزم درافغانستان را نابود را میکند.

به هرترتیب باید به این به زانو نشستن پاکستان در برابر تروریزم خود ساخته اش تدابیری لازم را افغانستان وهمکاران جهانی بسنجد درغیر صورت همه تلاش ها وهزینه های که تاحال صرف مبارزه با تروریزم شده وپس ازاین درنظر است بیهوده خواهد بود.

زیرا به تکرار تجربه شده است که پاکستان با چنین حیله بازی های سیاسی توانسته به اهداف استراتیژیک خود درافغانستان وهند دست یابد واز این راهکارخطرناک وخلاف موازین بین المللی همیشه استفاده نماید.

یک بار دیگر توافقنامه سوات شک تردید های را ایجاد میکند که مبادا این بارنیز همان سناریوی مطابقت پیدا کند که چند سال پیش با ظهور طالبان ازپاکستان درافغانستان تجربه گردید وبعدا مقام های پاکستانی به صراحت اعلام داشتند که منافع پاکستان با قدرت داشتن طالبان درافغانستان بیشتر از هر رژیم دیگری تامین وقابل وحصول میباشد.

درحالیکه طالب درافغانستان به انهدام وتخریب زیربناهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی کشور ما مصروف بود، اکنون با این توافق این زنگ خطر به صدا درامده است که یک بار دیگر درعقیب این اقدام حیله دیگری درکار است.

 

 

 

 

 

 

نهاد سازی نخستین ضرورت افغانستان

کریمی

دراخرین رویدادهای مهم جهانی افغانستان در صدر آجندای نشست ها وهمایش های بین المللی قرار داشت، از نشست هاگ، نشست ترکیه تا همایش شصتمین سالگرد تاسیس پیمان اتلانتیک شمالی یا NATO درکشور های فرانسه وآلمان قضیه افغانستان یکی از قضایای محوری وبحث برانگیز بود.

درنشست هالند که درحدود 90 کشورجهان به شمول همسایه های افغانستان اشتراک ورزیده بودند استراتیژی ایالات متحده امریکا درافغانستان ومنطقه مورد بررسی قرار گرفت.

این استراتیژی ایالات متحده با محتوای انعطافی که به نظر میرسد دران گنجانیده شده است توانست رضایت تمام طرف های مختلف را به شمول کشورهای مقتدر جهان ومنطقه به شمول چین، روسیه وبعضی از همسایه های افغانستان را کسب نماید.

جامعه جهانی درراس ایالات متحده امریکا با تشخیص نیازمندی ها درابعاد مختلف، تعهد شان را نسبت به افغانستان طی نشست های اخیربه نمایش گذاشت و در همایش جشن سالگرد تاسیس ناتو درفرانسه والمان صراحت وجدیت بخشید.

علاوه از تعهدات جدید جامعه جهانی، به طورکلی دریک قضاوت بی طرفانه عمل هشت ساله ی جامعه جهانی درافغانستان را میتوان قناعت بخش توصیف کرد ولی انچه که سبب ناکامی جامعه جهانی وافغانستان گردید نا کارایی وبی تفاوتی حکومت ونهاد ملی افغانستان میباشد.

یعنی نهادهای افغانستان؛ به شمول حکومت وسایر نهاد های ملی ودولتی دیگراز مهارت های لازم ونهادی برخوردارنبودند واز طرف هم جامعه جهانی طوریکه لازم بود از جریان نظارت نکرد ونسبت به ساختار سازی وزیربنا سازی درافغنستان اصلا بی توجهی به خرج داد روی این اصل بود که هم فرصت از دست رفت، هم وجوه مالی(کمک های جامعه جهانی) وهم مشکلات نظیرتروریزم، موادمخدر وفساد اداری بار دیگردامنگیر کشور ماگردید.

به طور کل میتوان ادعا کرد که طی هشت سال گذشته جامعه جهانی تاحدودی درافغانستان ایفای نقش کرده است، ولی جانب افغانستان بود که نتوانست ازاین فرصت بهای لازم را بگیرد.

درنشست های هالند واستراسبورگ هم مشخص گردید که عزم جامعه جهانی در مبارزه علیه تروریزم، بازسازی وتقویت نهاد های ملی افغانستان جزم میباشد ولی چیزی که قبل نگرانی است این است که هنوزدولت ونهاد های ملی افغانستان قادر نخواهند بود تا از کمک های جهان طور مناسب و معقول استفاده نمایند.

زیرا انچه که طی سال های گذشته درافغانستان به ان کمتر توجه شد ویا اصلا توجه نشده است نهاد سازی وبازسازی ساختارهای ملی افغانستان بود واینکه با همه کمک های جهان بازهم این کشور هنوز مشکلات روز افزونی دارد عدم ظرفیت وساختاررا میتوان عامل عمده محسوب کرد.

اکنون که جهان یک باردیگر کمک های وسیع وبی دریغش را به افغانستان سرازیر میکند لازم به نظر میرسد که بیشتر از هر اولویتی باید درافغانستان روند حکومت سازی ودولت سازی از سرگرفته شود؛ درغیر این هیج تفاوتی را نمیتوان میان تعهد کمک های جدید وپیشین قایل شد.

پیش ازاین نیز جهان پول های گزاف را بنام افغانستان از طریق نهاد های مختلفی به مصرف رسانید ولی درقبال این مصارفش هیج نظارت وشرایط را وضع نکرد واین بار هم اگر چنین تکرار شود جز اتلاف وقت چیزی دیگری نصیب مردم افغانستان نخواهد شد وهزینه های کشورهای کمک کننده هم بیهوده مصرف خواهد شد.

روند دولت سازی وحکومت داری به طور قطع در هشت سال گذشته ناکام بوده وبا توجه به مشکلات روز افزونی که دامن گیر مردم افغانستان میگردد به صراحت میتوان ادعا کرد که پدیده نهادسازی هنوزهم درکشورما تحقق نیافته است.

بهتر به نظر میرسد که این بار کشورهای کمک کننده نهاد سازی حکومت داری وروند دولت سازی را درافغانستان اساس برنامه های خود قراردهند.

در صورتیکه نهادهای اجرایی وسیاسی درافغانستان بازهم ضعیف، ناکارا، فاسد وبی تحرک باقی بماند اگر هزار ملیارد دالردیگر را هم درافغانستان سرازیرنمایند، هیج ابی ازاب تکان نخواهد خورد، بلکه مشکلات از قبیل نا امنی، مواد مخدرو فساد دراستقامت های مختلف دستگاه های حکومتی ولایه های اجتماعی گسترش خواهد یافت.

ادارات دولتی افغانستان به حدی ناکارا وضعیف هستند که در بسیاری از اداره های حکومتی هنوزهم ماموران عالی رتبه با استفاده فناوریهای جدید از جمله استعمال بسیط کمپیوتر کاملا نا اشنا میباشند وماشین های قدیمی تایپست هنوزهم درتعداد از اداره های حکومتی همچنان مقتدرانه حکومت میکنند.

یکی از دلایلی که مشکلات امنیتی به طور روز افزونی گسترش میابد بی اعتمادی ونا امیدی توده های وسیع مردم میباشد، اگر حکومت اعتماد مردم افغانستان را مثل اوایل حاکمیت نظام جدید حفظ میتوانست امروزه مشکلات؛ اگر کاملا حل نمی گردید تا این اندازه هم متراکم نمی بود. پس نتیجه چنین بدست می اید که عامل همه مشکلات درافغانستان نا کارامدی حکومت بوده است.   

فساد به گونه در اداره های حکومتی رواج یافته است که پولیس ترافیک وپولیس شهری به طور علنی در میان هزاران انسان پول را از کف راننده ها ویا مردم عادی بیرون میاورند.

به هر روی اگرجامعه جهانی برنامه برای ساختن یک افغانستان ارام، مصون، بدون تروریزم ویک عضوبا اعتبار در خانوده جهانی دارند باید درنخستین قدم ازنهاد سازی دردستگاه های دولتی وبخصوص حکومتی اغاز نمایند درغیر ان همه مصارف وتلاش های شان بیهوده خواهد بود.