نقدی پیرامون فعالیت های رسانه های گروهی درافغانستان

کارویژه های رسانه ای

کریمی

قسمت سوم

2- نقش اموزشی To education:

اموزش یکی دیگرنقش های است اساسی وپر اهمیت است که رسانه ها به ان به عنوان یک مسولیت جدی اجتماعی و وظیفوی نگریسته، دراین خصوص تلاش های زیادی را به خرج میدهند.

براساس نظام مسولیت اجتماعی رسانه ایSocial responsibility نشر وپخش برنامه های اموزشی یکی ازمسوولیت های اساسی شمرده میشود که هر رسانه و وسیله ای نشراتی با ید آن را رعایت نماید.

دربرنامه های اموزشی رسانه ای درست ارزش ها واصولی را باید درنظر داشت که با فرهنگ وارزش های اجتماعی وبومی جامعه ای مدنظر مغایرت نداشته شبیه نظام ونصاب اموزشی همان جامعه باشد.

براساس نظریات اگاهان اموزش وپروش؛ اموزش ازطریق تلویزیون یکی از موثرترین شیوه های اموزشی است که دران مواد اموزشی دارای جنبه های دیداری وشنیداری میباشد. به این اساس روانشناسان اموزشی بیشترین تاکید روی نوع اموزش دارند که هم از لحاظ دیداری وهم از لحاظ شنیداری توجه اموزنده (مخاطب) را جلب کرده، حس کنجکاوی او را اقناع نماید وازجهتی هم این اموزش برای اطفال طوری صورت گیرد که جنبه اجبارومسولیتی نداشته علاقه برانگیز باشد.

تلویزیون درتطبیق برنامه های آموزشی قدرت فوق العاده دارد، این وسیله جادویی میتواند ساختار اجتماعی، نگرش ها وحتا فرهنگ را درعرض یک نسل تغییردهد.

کشورهای توسعه یافته درجهت تربیت وجاگزینی الگوها وعادت های نو به جای الگوها وعادت های کهنه از تلویزیون، سینما ودرمجموع رسانه ها بهره فوق العاده میگیرند.

رسانه ها میتوانند به یک جامعه اعتماد به نفس وغرور ایجاد کند ویا ارزش ها وداشته هایش را با وارد کردن کالاهای فرهنگی بیگانه؛ نابود و زبون سازد.

درکشورهای لیبرال دموکراسی وفرد محور آموزگاران وخانواده ها تلاش میکنند از کنترول کننده های مخصوص وشخصی درخانه های شان بخاطر سلامتی آموزشی وحفظ ارزش ها والگوهای خوب برای فرزندان شان استفاده نمایند.

رسانه ها میتوانند با راه اندازی برنامه های متنوع اموزشی روند اموزش وپژوهش دریک جامعه را تا حدودی زیادی تقویت بخشد.

درافغانستان به دلیل سه دهه جنگ وبحران تمام ساختارها ازهم پاشیده واسیب های غیرقابل جبرانی را متحمل شده اند، آموزش وپروش نیزدرکشورما خسارت های زیادی را متحمل شده است که دربازسازی این بخش حساس جامعه رسانه ها میتوانند نقش مهم را بازی نمایند.

اما این رسانه های فندگیر ومفت خوان ما نه تنها روند اموزش وپروش راهمکاری نکرده بلکه با پخش برنامه های غیرمعیاری، موسیقی 24 ساعته و بویژه سریال های خارجی اخلال نیز کرده اند.

هرچند چینل های تلویزیونی درکشوربرنامه های محدود آموزشی دارند که بدون تردید درخور وصف اند ولی دراین برنامه تلاش براین است که وقت بی برنامه گی رسانه پرشده وازجانب دیگر مخاطبان را به دلیل جذب آگهی های تجارتی از دست ندهند.

آشپزی وآوردن یک فرد نسبتا معروف با پختن یک نمونه از دست پخت وی؛ ازمدتی برای تلویزیون ها به یک مد تبدیل شده است، درحدی خودش بدنیست ولا اقل برای افراد بیکار زمینه چند دقیقه تفریح وپوزخند را فراهم میکند اما درحقیقت چیزی نیست، بیش ازپرکردن وقتکه نتوانسته اند برای آن رسانه برنامه ای تهیه کنند، بهر ترتیب ضررهم ندارد جزمصرف بیهوده ای همان رسانه.

اما افسوس به حال جامعه ای که درقرن بیست ویک پایتخت ان تاریک است، اطفال در زیرخیمه ها درس میخوانند، مردم درانتظار کمک خارجی جان میبازند، تعدادی انگشت شماری از ولایت ها فقط درمرکز ازنعمت سرک شکسته ومیده ای پخته برخوردار اند؛ تورم بیکاری این زمینه را فراهم کرده که روزانه جوانان بیکار درمرز های کشورهای همسایه قربانی شوند؛ اما معروفترین شبکه ای تلویزیونی اش به جای اینکه کانکورهای علمی، پژوهشی ویا لا اقل حرفه ای را دایر نمایند وجوانان را به بازسازی کشورویران شده ای شان تشویق کنند؛ سالانه ده ها ستاره موسیقی به جامعه ای تقدیم میکند که گرسنگی یزرکترین خطرپنداشته میشود.

این روند انتخاب ستاره هم طوری است که توده ای وسیعی از جوانان را دریک رقابت خطرناک تجارتی قرارداده تلاش صورت میگرد تا غرور، خواست، آمال ودرکل آینده این جامعه را دربدل فروش سیم کارت ها ومصرف کریدت کارتهای کمپنی های مخصوصی مخابراتی نماید که دراین تجارت سهم بزرگی را برای کانال مجری درنظرمیگرند وازطرف دیگر با به میدان قراردادن اینده یک نسل اسپانسرها وآگهی های اندکی را نصیب میگردد که خیلی ناچیز ترازآنست که دربازار رسانه های موفق معمول میباشد.

دراین حال وزارت فرهنگ درگیر مسایلی پیش پا افتاده ایست که چگونه نگارستان را به گالری ویا نمایشگاه را به نندارتون بدل سازد ودرمجموع این وزارت سال ها وظیفه اش این بوده است که چطور تون تون ها را بالای مردم تحمیل نماید، اما هیج پی نبرده است که رسانه ها درکشور بخصوص رسانه های دیداری چه رویکرد خطرناک تجارتی را دربهای اینده این جامعه ویران شده درپیش گرفته اند.

 

نقدی پیرامون فعالیت های رسانه های گروهی درافغانستان

 

کارویژه های رسانه ای

کریمی

درشماره گذشته به شکل بسیارفشرده واجمال تماسی روی چگونگی فعالیت رسانه های گروهی درکشورصورت گرفت، امابا توجه به گسترش فعالیت رسانه ها وکثرت رسانه های گروهی درافغانستان لازم به نظر میرسد تا تاملی برکارویژه های رسانه ای صورت گیرد.

برمبنای ارزش ها واصول حرفه ای ژورنالیزم رسانه ها مهمترین نقش ها را درجوامع انسانی بازی کرده، دربرابر جامعه ی انسانی حس مسولیت پذیری خاصی داشته اند.

1- نقش اطلاع رسانی یا Information To:

دادن معلومات واطلاعات درمسایل مختلف اجتماعی یکی از مهمترین نقش های اساسی رسانه ها میباشد.

امروزه رسانه ها ونقش رسانه ها جزلاینفک زندگی اجتماعی وخانواده ها شده است.

رسانه ها درخصوص معلومات واطلاعات عمومی نقشی را ایفامینمایند که بدون تردید بی بدیل وبی نظیر میباشد.

رسانه ها باپوشش خبری وسیع تمام رویدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی،فرهنگی وبرخورد های محلی، منطقه ای وجهانی را بدون کمترین تغییر دراسرع وقت با امانت داری کامل ومنصفانه به مردم رسانیده وازهیج کسی درمقابل این خدمات توقع مزد ندارند.

اکنون نقش رسانه ها در روند اطلاع رسانی تا انجا پیش رفته است که هرشخص وهرخانواده روزانه حداقل یک ساعت به پای اخذه های رادیویی وتلویزیونی وقت شان را صرف میکنند وتعداد از افراد با سواد روزانه بیشتر از10 دقیقه روزنامه میخوانند.

روی این اصل است که عصرکنونی را صاحب نظران ارتباطات به عصرارتباطات وجامعه اطلاعاتی Information Society نام گذاشته اند.به باور دانشمندان ارتباطات شاخصه زندگی ومهمترین عامل حرکت زندگی انسانهای امروزین اطلاعات واگاهی میباشد، تمام برنامه های سیاسی، اقتصادی واجتماعی درسطح ملی وبین المللی برمبنای اطلاعات صورت میگیرند که رسانه ها انرا فراهم میکنند.

رادیوتمام مرزهای طبیعی واجتماعی را درنوردیده و سخت ترین لایه های زندگی بدوی قبیلوی و فقررا شکافته است، سهولت های را که رادیوفراهم اورده است؛ در دورترین قریه ها ومناطق صعب العبور با یک اخذه کوچک رادیویی میتوان به کمترین هزینه از تمام رویدادهای جهان ومنطقه اطلاع بدست آورد.

انچه را مارشال مک لوهان دهکده ای جهانی تعبیر کرده است، درست دراتکا به نقش رسانه ها بوده واین مفهوم را تنها درفعالیت رسانه ها؛ بویژه رادیو میتوان جست وجو ودریافت کرد.

امروزه چیزی را که دانشمندان علوم اجتماعی جهانی شدن Globalization میپندارند، حاصل گسترش وکاروپیکار است که رسانه ها دربیشتر از ونیم قرن اخیر- روزنامه ها ورسانه های نوشتاری سابقه ای چندین قرنه دارند- درسطح ملی وبین المللی متحمل شده اند.

درشرایط کنونی جهان؛ تمام جریان های تجاری، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی وفرهنگی به شکل مستقیم به فعالیت رسانه ها وفناوری ارتباطی وابسته بوده درغیر این وابسته گی حتا یک دقیقه هم امکان پذیر نمیباشد.

به طورفشرده وکوتاه به صراحت میتوان ادعا کرد که جامعه ای امروزین انسانی درتمام ابعاد زندگی وابسته گی تام به معلومات واطلاعات داشته ولحظه ای هم نمیتواند بدون اگاهی از رویدادهای محلی، ملی وبین المللی زندگی نماید.

درچنین وضعی است که رسانه ها درکشورما گرفتاری بیماری مهلک ومزمن روزمره گی ونداشتن برنامه های اصولی وکارویژه ای میباشند.

رویدادهای ملی درافغانستان پس ازآن توسط رادیوهای محلی وملی به شکل ناقص تحت پوشش قرارگرفته، پخش میگردد که رادیوها ورسانه های برون مرزی آنرا با پالیسی نشراتی خاصی که دارند به خورد مردم وجامعه داده، درافکارعمومی ترزیق میکنند.

تولید درحرفه وکار رسانه ای مهترین بخش فعالیت رسانه ای را تشکیل میدهد که بدون یک ماستر پلان دقیق نشراتی وپالیسی نشراتی نمیتوان دست به تولید وکارهای خلاق زد وبدون تولید نمیتوان بقای ابرومندانه ای یک رسانه را تضمین کرد.

تعداد انگشت شماری ازرسانه ها درافغانستان اگرازپالیسی نشراتی حرفی برایش داشته باشد والی ازماستر پلان نشراتی هیج حرفی را رسانه های محلی وملی ما به خاطر ندارند واگرهم ماستر پلانی داشته باشند تعداد شان ازیک و دو نخواهد گذشت، زیرا اکثرا به فند های استوار اند که ممکن چندی بعد قطع گردد واین رسانه ها که فقط عنوان های کلانی را یدک میکشانند نوع برنامه ها ونشرات شان را دیکته ای دریافت میدارند وازجانبی درمیان کسانیکه درافغانستان درکارهای رسانه ای مصروف اند دقیقا کسانی اند که سواد معیاری کاردررسانه ها را نداشته ویا هم اگرسواد دارند؛ رمان، داستان وشعر را به قولی خودشان خوب میدانند روزنامه هم زیاد مطالعه کرده اند، از مطالعه وتحصیل حرفه ای معلومات حاشیه ای را عنوان میکنند.

تولید ایجاب افراد حرفه ای، با تجربه، فنی، بودیجه ی لازم وماستر پلان دقیقی رامینماید که رسانه های داخلی ما از همه این امکانات یا بی بهره اند ویا هم درحد اندک برخوردار میباشند.

روی این دلایل است که رسانه های داخلی ما به نداشتن تولید گرفتار بوده ناگزیر به برنامه متوسل میشوند که جز ضیاع وقت خودشان ومخاطبان شان چیزی دیگر درپی ندارد واین روند درنهایت خطرهای اجتماعی را درپی خواهد اورد.

 

 

  

   

نقدی پیرامون فعالیت های رسانه ای درافغانستان.

رسانه ها درافغانستان چه میکنند؟

قسمت اول

کریمی

 

طی هفت ساله حاکمیت نظام جدید درافغانستان ازتکثر وگسترش رسانه های جمعی به عنوان یک دست آورد وانکشاف اجتماعی یاد اروده میشود؛که افغانستان درطول تاریخش تا این حد تکثر وگسترش رسانه ای را به یاد ندارد.

شرایط نظام اقتصادی بازار، شعارپاسداری از ارزش های حقوق بشر، آزادی بیان وکثرت گرایی اجتماعی به دیکته ای مساعدت کنند گان بین المللی، این زمینه را فراهم آورد که دریک زمان اندک؛ درجامعه فقیر افغانستان بیشتراز ده های چینل تلویزیونی و ایستگاه های رادیویی وصدها نشریه نوشتاری درقالب های مختلف روزنامه، هفته نامه، ماه نامه، فصل نامه و... عرض وجود نموده وارد صحنه تبلیغات ونشرات گردند.

افغانستان پس ازهفت سال تبلیغات شدید وشعاربلند بازسازی ونو سازی اکنون درنقطه ای قرار دارد که حرکت کرده بود. یعنی اگردربعدی انکشاف نسبی داشته؛ دربعدی دیگری عقب مانده است، با این وجود تیکه داران بازسازی افغانستان ازتعدد رسانه های جمعی وگسترش فعالیت شرکت های مخابراتی مبایل صحبت درمیان اورده به عنوان یک دست اورد نظام جدید تلقی مینمایند.

بدون تردید کشورما ازلحاظ فناوری اطلاعات عمومی (Public information) وفناوری وگستردگی خدمات مخابراتی هم اکنون درمنطقه؛ قابل مقایسه میباشد واز بعضی کشورهای همسایه پیشی نیزگرفته است و وضعیت موجود رسانه های جمعی درکشورازجهات قابل تمجید است، اعتراف باید کرد که اگررشد درسایر عرصه ها؛ درکشو به تناسب رشد رسانه ها میبود به یقین که گامی برداشته شده بود به سوی رشد و انکشاف، ولی این رشد به کاریکاتوری میماند که گوش ویا بینی ان چندبرابردیگراعضای بدنش بزرگتر باشد.

باریکی نکته اینجاست که؛ ایا تعدد موجود رسانه ها درافغانستان ناشی ازنیازمندی های اجتماعی واقتصادی جامعه ما بوده است ویا اینکه شرایط اقتصاد بازار این وضع را پیش اورده است؟

مسلما پاسخ این خواهد بود؛ کشوریکه 40 % جمعیت ان زیر خط فقرزندگی میکنند و بیش از هشت ملیون انسان(درسال روان) درآن به خطرگرسنگی مواجه اند، به این همه کانال های تلویزیونی ورادیویی که برنامه های 24 ساعته ی انها موسیقی وسریال های بیگانه میباشد نیازندارد واگرهم ضرورت بیش از اندازه به موسیقی 24 ساعته احساس گردد دوکانال کافی به نظر میرسد.

شما اگر برق شخصی دارید درطول روز شاهد هستید که تلویزیون های ما به جزچند برنامه تکراری خارجی(سریال،فیلم های سینمایی، کشتی کج ویا هم رقص)، که غیرازبد اموزی چیزی دیگردرپی ندارد، مواد لازم برای نشردراختیار ندارند.

مهمترین برنامه ایستگاه های رادیویی ما تماس تلفنی با مخاطبان شان میباشد که تحت عنوان های مختلف اجرا میگردد درغیر ان جز چند اگهی واهی وافترا امیز، موسیقی وآهنگ های فرمایشی، هیج حرفی برای گفتن ندارند.

اگر دقت کرده باشید درطول روز چینل های رادیویی را که تبدیل کنیم جزموسیقی وتماس های تلفنی مجری های که میان «ه،ع،ح والف» تفاوت قایل شده نمیتوانند با گیرندگان شان ویاهم اعلانات چیزی دیگری به گوش نمیرسد ودرهرساعت نشراتی شان بیشتر از چند دقیقه محدود اخبارناقص چیزی به حیث فرآورده یک رسانه برای مخاطبانشان ندارند، فقط چند ایستگاه رادیویی خارجی است که میشود معلومات نسبی را ازانان گرفت.

رادیو تلویزیون ملی ما نیز به دلیل اعمال تبعیض ها وکم توجهی مسولان نمیتواند با سایر شبکه ها وارد رقابت شده لا اقل نیازمندی های اولیه رسانه ای ویا معلومات را برای مردم ارایه نماید، به این اساس است که گروه سنی متوسط وبالای وقشر تحصیلکرده ی جامعه ما را رادیوهای خارجی قاپیده وبرای شان مواد معلوماتی با دروازه بانی خاصی نشراتی فراهم میکنند وبیشترین مخاطبان کانال های داخلی رادیویی وتلویزیونی را اطفال نوجوانان که درسن الگوپذیری ویادگیری قرار دارند و اکثرا دانش اموزمکتب میباشند تشکیل میدهند.

حرف که روی ان مکث باید کرد این است کسانیکه در طول روز با رادیوها وتلویزیون های داخلی تماس های تلفنی بر قرار میکنند واهنگ فرمایش میدهند اکثرا نوجوانان وجوانان اند که دانش آموزان مکاتب میاشند وبه ندرت دانش جویان دانشگاه ها هستند.

فناوری پیشرفته وکمک های بدون حساب خارجیان؛ این امکانات را دراختیار ما گذاشته اند که به شکل اتومات یک دیسک دو ساعته یا بیشترموسیقی را با یک یک وقفه درمیان اهنگ ها برای اخذ پیام تلفنی گیرندگان، اول صبح All file کرده چاشت دوباره دیسک دوم را بازهم تا شب All file کنیم وپی کارخود برویم.

سال قبل وزارت امورزنان نگرانی شدید اش را درقبال سریال های خارجی بعد ازآن ابرازکردند که مسولان مکاتب و اولیای شاگردان؛ ازتنبلی دانش آموزان- به دلیل تعقیب برنامه های تلویزیونی بجای درس های شان- شکایت کردند، وبعضی از نمونه های تقلید وتمثیل اطفال ازسریال های خارجی والیدین را نگران کرده بود.

شما اگر یک پرسشنامه ای درمکاتب شهر کابل توضیح کنید که راجع به مسایل شغلی واینده اطفال ونوجوانان باشد به جرائت میتوان گفت تعداد آنهاییکه به مجری گری در رادیو ها وتلویزیون ها علاقمند اند به تناسب کسانیکه در سایرعرصه ها علاقمند میباشند بیشتر خواهند بود.

این گرایش از آن جا ناشی شده است که اکنون کار دررسانه ها به یک بازار شغلی افرادبیکار تبدیل شده-مهم نیست فرق میان حروف ع وح  چقدراست- ورسانه داران به تاجرانی میمانند که فقط به فند وبهای آگهی کار دارند وبس.

این وضعیت درحال درجامعه ما به واسطه رسانه های گروهی تحمیل شده است که اگر امروزنتوانستیم نسل بعدی جاده های ما رابسازند، پایتخت کشورما برای همیشه تاریک باقی نماند وفردا که کمک های خارجی قطع میشود گرسنگی مردم ما را به نابودی تهدید نکند.

به نظر خواننده ای گرانمایه چنین تلقی نگردد که من با رسانه ها عقده شخصی دارم ویا تنگ نطرانه می اندیشم بلکه آنچه گفته آمدیم واقعیت عینی جامعه ای ماست که به عنوان یک شاگرد کوچک ژورنالیزم ورسانه های جمعی حس می کنم.

درنظر است که درشماره آینده به ادامه همین مطلب تلاش خواهم نمود تا کارویژه های رسانه ای درمطابقت ومقایسه با وضع موجود رسانه ها درکشور به بحث وبررسی بگریم.

ودرپایان این بخش ازانعده دوستان که با دانش لازم ولی اماتور درکار رسانه ای مشغول اند معذورت خواسته این نکته را به توجه شان میرسانم که منظورم انها نمیباشند؛ بلکه کسانی است؛ که دست کم واژه ها را درست تلفظ نمیتوانند.