نقدی پیرامون فعالیت های رسانه ای درافغانستان.
رسانه ها درافغانستان چه میکنند؟
قسمت اول
کریمی
طی هفت ساله حاکمیت نظام جدید درافغانستان ازتکثر وگسترش رسانه های جمعی به عنوان یک دست آورد وانکشاف اجتماعی یاد اروده میشود؛که افغانستان درطول تاریخش تا این حد تکثر وگسترش رسانه ای را به یاد ندارد.
شرایط نظام اقتصادی بازار، شعارپاسداری از ارزش های حقوق بشر، آزادی بیان وکثرت گرایی اجتماعی به دیکته ای مساعدت کنند گان بین المللی، این زمینه را فراهم آورد که دریک زمان اندک؛ درجامعه فقیر افغانستان بیشتراز ده های چینل تلویزیونی و ایستگاه های رادیویی وصدها نشریه نوشتاری درقالب های مختلف روزنامه، هفته نامه، ماه نامه، فصل نامه و... عرض وجود نموده وارد صحنه تبلیغات ونشرات گردند.
افغانستان پس ازهفت سال تبلیغات شدید وشعاربلند بازسازی ونو سازی اکنون درنقطه ای قرار دارد که حرکت کرده بود. یعنی اگردربعدی انکشاف نسبی داشته؛ دربعدی دیگری عقب مانده است، با این وجود تیکه داران بازسازی افغانستان ازتعدد رسانه های جمعی وگسترش فعالیت شرکت های مخابراتی مبایل صحبت درمیان اورده به عنوان یک دست اورد نظام جدید تلقی مینمایند.
بدون تردید کشورما ازلحاظ فناوری اطلاعات عمومی (Public information) وفناوری وگستردگی خدمات مخابراتی هم اکنون درمنطقه؛ قابل مقایسه میباشد واز بعضی کشورهای همسایه پیشی نیزگرفته است و وضعیت موجود رسانه های جمعی درکشورازجهات قابل تمجید است، اعتراف باید کرد که اگررشد درسایر عرصه ها؛ درکشو به تناسب رشد رسانه ها میبود به یقین که گامی برداشته شده بود به سوی رشد و انکشاف، ولی این رشد به کاریکاتوری میماند که گوش ویا بینی ان چندبرابردیگراعضای بدنش بزرگتر باشد.
باریکی نکته اینجاست که؛ ایا تعدد موجود رسانه ها درافغانستان ناشی ازنیازمندی های اجتماعی واقتصادی جامعه ما بوده است ویا اینکه شرایط اقتصاد بازار این وضع را پیش اورده است؟
مسلما پاسخ این خواهد بود؛ کشوریکه 40 % جمعیت ان زیر خط فقرزندگی میکنند و بیش از هشت ملیون انسان(درسال روان) درآن به خطرگرسنگی مواجه اند، به این همه کانال های تلویزیونی ورادیویی که برنامه های 24 ساعته ی انها موسیقی وسریال های بیگانه میباشد نیازندارد واگرهم ضرورت بیش از اندازه به موسیقی 24 ساعته احساس گردد دوکانال کافی به نظر میرسد.
شما اگر برق شخصی دارید درطول روز شاهد هستید که تلویزیون های ما به جزچند برنامه تکراری خارجی(سریال،فیلم های سینمایی، کشتی کج ویا هم رقص)، که غیرازبد اموزی چیزی دیگردرپی ندارد، مواد لازم برای نشردراختیار ندارند.
مهمترین برنامه ایستگاه های رادیویی ما تماس تلفنی با مخاطبان شان میباشد که تحت عنوان های مختلف اجرا میگردد درغیر ان جز چند اگهی واهی وافترا امیز، موسیقی وآهنگ های فرمایشی، هیج حرفی برای گفتن ندارند.
اگر دقت کرده باشید درطول روز چینل های رادیویی را که تبدیل کنیم جزموسیقی وتماس های تلفنی مجری های که میان «ه،ع،ح والف» تفاوت قایل شده نمیتوانند با گیرندگان شان ویاهم اعلانات چیزی دیگری به گوش نمیرسد ودرهرساعت نشراتی شان بیشتر از چند دقیقه محدود اخبارناقص چیزی به حیث فرآورده یک رسانه برای مخاطبانشان ندارند، فقط چند ایستگاه رادیویی خارجی است که میشود معلومات نسبی را ازانان گرفت.
رادیو تلویزیون ملی ما نیز به دلیل اعمال تبعیض ها وکم توجهی مسولان نمیتواند با سایر شبکه ها وارد رقابت شده لا اقل نیازمندی های اولیه رسانه ای ویا معلومات را برای مردم ارایه نماید، به این اساس است که گروه سنی متوسط وبالای وقشر تحصیلکرده ی جامعه ما را رادیوهای خارجی قاپیده وبرای شان مواد معلوماتی با دروازه بانی خاصی نشراتی فراهم میکنند وبیشترین مخاطبان کانال های داخلی رادیویی وتلویزیونی را اطفال نوجوانان که درسن الگوپذیری ویادگیری قرار دارند و اکثرا دانش اموزمکتب میباشند تشکیل میدهند.
حرف که روی ان مکث باید کرد این است کسانیکه در طول روز با رادیوها وتلویزیون های داخلی تماس های تلفنی بر قرار میکنند واهنگ فرمایش میدهند اکثرا نوجوانان وجوانان اند که دانش آموزان مکاتب میاشند وبه ندرت دانش جویان دانشگاه ها هستند.
فناوری پیشرفته وکمک های بدون حساب خارجیان؛ این امکانات را دراختیار ما گذاشته اند که به شکل اتومات یک دیسک دو ساعته یا بیشترموسیقی را با یک یک وقفه درمیان اهنگ ها برای اخذ پیام تلفنی گیرندگان، اول صبح All file کرده چاشت دوباره دیسک دوم را بازهم تا شب All file کنیم وپی کارخود برویم.
سال قبل وزارت امورزنان نگرانی شدید اش را درقبال سریال های خارجی بعد ازآن ابرازکردند که مسولان مکاتب و اولیای شاگردان؛ ازتنبلی دانش آموزان- به دلیل تعقیب برنامه های تلویزیونی بجای درس های شان- شکایت کردند، وبعضی از نمونه های تقلید وتمثیل اطفال ازسریال های خارجی والیدین را نگران کرده بود.
شما اگر یک پرسشنامه ای درمکاتب شهر کابل توضیح کنید که راجع به مسایل شغلی واینده اطفال ونوجوانان باشد به جرائت میتوان گفت تعداد آنهاییکه به مجری گری در رادیو ها وتلویزیون ها علاقمند اند به تناسب کسانیکه در سایرعرصه ها علاقمند میباشند بیشتر خواهند بود.
این گرایش از آن جا ناشی شده است که اکنون کار دررسانه ها به یک بازار شغلی افرادبیکار تبدیل شده-مهم نیست فرق میان حروف ع وح چقدراست- ورسانه داران به تاجرانی میمانند که فقط به فند وبهای آگهی کار دارند وبس.
این وضعیت درحال درجامعه ما به واسطه رسانه های گروهی تحمیل شده است که اگر امروزنتوانستیم نسل بعدی جاده های ما رابسازند، پایتخت کشورما برای همیشه تاریک باقی نماند وفردا که کمک های خارجی قطع میشود گرسنگی مردم ما را به نابودی تهدید نکند.
به نظر خواننده ای گرانمایه چنین تلقی نگردد که من با رسانه ها عقده شخصی دارم ویا تنگ نطرانه می اندیشم بلکه آنچه گفته آمدیم واقعیت عینی جامعه ای ماست که به عنوان یک شاگرد کوچک ژورنالیزم ورسانه های جمعی حس می کنم.
درنظر است که درشماره آینده به ادامه همین مطلب تلاش خواهم نمود تا کارویژه های رسانه ای درمطابقت ومقایسه با وضع موجود رسانه ها درکشور به بحث وبررسی بگریم.
ودرپایان این بخش ازانعده دوستان که با دانش لازم ولی اماتور درکار رسانه ای مشغول اند معذورت خواسته این نکته را به توجه شان میرسانم که منظورم انها نمیباشند؛ بلکه کسانی است؛ که دست کم واژه ها را درست تلفظ نمیتوانند.