افغانستان جغرافیایی که در آن جنایت، خیانت و بندگی سرداری، خدمت و صداقت سر به داری دارد
حادثه پانزدهم عقرب در بغلان یکی از مرموزترین حوادث اخیر در کشور می باشد. در این حادثه سید مصطفی کاظمی، رییس کمیسیون اقتصاد ملی مجلس نمایندگان افغانستان با پنج تن از همکاران، پنج تن محافظان و تعداد کثیری از مردم بی گناه ولایت بغلان به شیوه نامعلومی به شهادت رسیدند. این حادثه زمانی واقع شد که به گفته آقای محمد یونس قانونی، رییس مجلس نمایندگان کشور، اعضای کیمسیون اقتصاد ملی مجلس نمایندگان طی یک ماموریت رسمی، به خاطر بازدید از فابریکه صنایع قند به ولایت بغلان رفته بوده اند.
در این خصوص به اساس گفته های شاهدان عینی دو نوع شایعه وجود دارد، یکی اینکه این حادثه یک حمله انتحاری بوده است، اما شایعه دوم حکایتگر این است که این حادثه به واسطه انفجار ماین کارگذاری شده به وقوع پیوسته است.
نوعیت حادثه این نکته را می رساند که توطئه و دسیسه کلان و سازمان شده ای در کار بوده است، پرسش عمده ای که طی چند روز پی هم از طرف مردم مطرح می شوند، این است که علت و عامل این حادثه چه چیز و چه کسی بوده می تواند؟
قبل از این مسؤولیت حوادث مشابه انتحاری و ماین گذاری را به دوش طالبان و حامیان خارجی آنها می گذاشتند، گرچه آقای حضرت صبغت الله مجددی رییس مجلس بزرگان در سخنان روز چهار شنبه در جلسه مشترک هر دو مجلس که به همین مناسبت تدویر شده بود به صراحت مسؤولیت را به دوش آی اس آی پاکستان گذاشت.اما این بار طالبان مسؤولیت این حادثه را نپذیرفته، به شدت رد کرده اند و از طرفی حادثه بغلان در حالی به وقوع می پیوندد که قربانیان آن شش تن اعضای هیات مجلس نمایندگان و تعدادی از مردم ملکی می باشند و در میان آنها نه تنها مقامات عالی رتبه حکومت محلی نیستند که حتی ماموران پایین رتبه امنیتی و پولیس نیز در محل موجود نبوده اند. همچنان از اوایل سال جاری به این سو کش و گیرهایی میان حکومت و مجلس نمایندگان به موجود می باشد که در این حادثه قربانیان حادثه اعضای برجسته این مجلس می باشند.
از جانب دیگر سید مصطفی کاظمی علاوه از اینکه یکی از سیاستمداران منتقد برنامه های سیاسی اقتصادی حکومت فعلی بود، یکی از مؤسسان جبهه متحد ملی، رییس کمیته سیاسی و سخنگوی این جبهه نیز بود. جبهه متحد ملی که متشکل از رهبران جهادی، خانواده شاهی، فعالان احزاب کمونیستی سابق و جناح های قدرتمند مختلف کشور است، اپوزیسیون مستحکم و استوار حکومت آقای کرزی به حساب می آید. این نکته شایان ذکر است که در زمان اعلان موجودیت این جبهه آقای کرزی ناخشنودی اش را به صراحت لهجه بیان داشت و این جبهه را متهم به حمایت کشورهای بیگانه نمود.
با توجه به فاکتورهای یاد شده، آگاهان امور معتقد به دو عامل زیر می باشند:
1- احتمال دارد این دسیسه از طرف طالبان و حمایت کنندگان خارجی آنها انجام شده باشند، ولی از این جهت مسؤولیت را نمی پذیرند که می خواهند از فضا و جو سیاسی به وجود آمده در میان حکومت، جبهه ملی و مجلس نمایندگان بیشترین سود سیاسی را به دست آورند.
2- احتمال دیگر این است که اگر در این حادثه تروریستها و طالبان دست ندارند، پس چه کسی دست دارد و انجام و اجرای چنین طرح ها از عهده چه نهادها و کسانی بر می آیند؟ در این رابطه مشخص ترین پاسخ را زمان خواهد داد.
3- احتمال ضعیف دیگری که وجود دارد، این است که آقای کاظمی در نظریات و برنامه های ریفورم اقتصادی و در بعضی از مصاحبه های رسانه ای اش از باندهای مافیای اقتصاد حرف به میان آورد، ولی معلوم نیست این باندها چه کسانی اند، ممکن است همین باندها در حادثه بغلان دست داشته باشند.
گرچه در این خصوص هیئتی از سوی مجلس نمایندگان و کمیسیون از طرف آقای کرزی به ریاست وزیر دفاع کشور آقای رحیم وردک موظف گردیدند تا حقیقت چیست، ولی این بار هم مثل قضایای داکتر عبدالرحمان، حاج عبدالقدیر خان و موارد دیگر بعداز مدتی سر و صداها خاموش خواهند شد.
پرسش اساسی این است که چرا در این جغرافیای خون آشام و فلاکت بار همیشه افراد خادم و صادق سزایش به گلوله داده می شوند، تاریخ معاصر افغانستان گواه است، بر ده ها مواردی که شخصیت های ملی و آنانی که انگیزه و آرمان خدمت و صداقت داشتند، آرزویش سعادت و کمال این ملت فلاکت کشیده بوده اند، هیچگاه به آرزو و برنامه هایش نرسیده اند. بیشتر کسانی در این مرز و بوم به سرداری رسیده اند که اساسی ترین خصلت آنها، جنایت، خیانت و بندگی بوده اند.
سید مصطفی کاظمی در تمام دوران جهاد و مقاومت و بعداز آن در دوره تصدی وزارت تجارت و وکالت در مجلس، مدیریت و توانایی اقتصادی و سیاسی اش را در راستای تعالی و توسعه افغانستان به همگان نشان داد.
آرزوی کاظمی بیش از هر چیز دیگر یک افغانستان آزاد، سعادتمند و مبتنی بر مشارکت عادلانه عمومی اقشار و اقوام و مذاهب مختلف ساکن در کشور بود. مگر همین آرزو، پالیسی و برنامه بزرگش در پارادوکس با طرح ها و پلان های خیانت کارانه و جنایت کارانه عده ای غلامان و بندگان بیگانگان واقع شد که باعث مرگ او شد؟ در یک جمله کوتاه می توان به صراحت گفت که افغانستان جغرافیایی است که طی قرون معاصر خیانت کاران جنایتکاران، بندگان اجنبی و ده ها شاه شجاع به حکومت سرداری رسیده و منزلگه ده ها شخصیت ملی میهن پرست و با استعداد سردار بوده اند.