انتخابات وچالش جدید

کریمی

برای برگزاری دومین انتخابات(انتخابات 29 اسد 1388) درافغانستان از همان ابتدا هم چالش های زیادی ناشی ازبرخورد های سیاسی غیر شایسته از سوی گروهای سیاسی متعدد درکشورومشکلات دیگری محتمل بود ولی با نزدیک شدن به تاریخ برگزاری این انتخابات علاوه از به واقعیت تبدیل شدن ان احتمال ها، چالش دیگری عرض وجود کرده اند که به هیج وجه نمیشود به حل انها پرداخت.

اولین چالش که دربرابر برگزاری یک انتخابات سالم وشفاف قرار گرفت، دلچسپی بیش از حد رییس جمهور به قدرت بود، اقای کرزی که از ابتدا درفکر بقایش درکرسی ریاست جمهوری افتاده بود تاریخ برگزاری انتخابات را از میعاد قانونی اش با تغییر وتعویق منحرف ساخت وپس از ان هم تلاش ورزید که با تبانی های غیر قانونی با دستگاه قضایی فاسد کشوربرحضور بی مشروعیتش درچوکی ریاست جمهوری مشروعیت ببخشد.

اگر چنین فرصت برای هرکسی دست دهد احتمال دارد به چنین تقلب های دست بزند ولی درچنین مواقع است که نقش پارلمان ونهاد های مدنی باید ظاهر گردد.

جامعه مدنی ورسانه ها درکوتاه کردن دست رییس جمهور از قدرت غیر مشروع جدیت های زیادی را به خرج دادند ولی درکشوریکه هیج ارزشی از دموکراسی واحترام به مردم وجود ندارد از دست نهادهای مدنی ورسانه ای چه برخواهد آمد

درکشورهای مثل افغانستان که هنوز مهمترین موضوع برای سیاست مدارانش معامله ی قدرت است واندرز های قرون وسطایی ماکیاولی بهترین دکترین چنین سیاسیت مداران را تشکیل میدهد، جناح های مخالف غیر قابل احتمال دراندک تغییرات؛ برسرقدرت معامله خواهند کرد، چنانکه جز تعدادی اندکی از وکیلان که هنوز به مزیت های معامله کمتر اشنا هستند ومزیت های قدرت را نچشیده اند، پارلمان افغانستان هم با رییس جمهور شاید به تفاهم معامله امیزی دست یافت که از کنار یک تقلب بزرگ سیاسی به راحتی گذشت.

رهبری پارلمان افغانستان اگاهانه هیج گاه موضع وموقف مشخصی را دراین خصوص اختیار نکرد، درنهایت هرسه قوه مستبدانه تر از نظام های استبدادی به خاطر منافع آنی اشخاص در راس قدرت بی باکانه وبی شرمانه دست منافع ملت ومردمی یازیدند، که با دنیای از ارزو وامید نظاره گر اولین نظام مشروع از طریق مشارکت سیاسی خودشان درطول تاریخ کشور بودند.

واما قوه ثلاثه ورجال برسر قدرت؛ ایا هیج فکری درمورد دموکراسی شعاری شان کرده اندیاخیر؟

گفته میشود براساس بررسی های محرمانه ای که ازسوی نهاد های معتبر بین المللی صورت گرفته اند مردم افغانستان باردیگر به پای صندوق های رای نخواهند رفت ویاهم کسانیکه این بار نیز به پای صندوق های رای دهی خواهند رفت شماری اندک از مجموع واجدان شرایط رای دهی خواهند بود.

آقای کرزی که تاکنون هرحرکتش ناقض ارزش های دموکراسی بوده مبنی حفظ قدرت؛ درطول زمامداری اش فقط شرایط را برای ثبت نام بیش از 43 تن را فراهم کرده است، دروقت شمارش ارا اگر ازمجموع بیش از هشت ملیون واجد شرایط راهی دهی 34 هزار رای درمجموع صندوق ها وجود نداشت، باز چه پاسخی ارایه خواهد کرد وبه  کشورهای که ملیاردها دالر را صرف دموکراسی سازی درافغانستان کرده اند چه حرفی را پیش خواهد کشید.

اگر حضور نظامی، سیاسی واقتصادی جامعه ی قدرتمند جهانی درافغانستان وجود نمیداشت بدون تردید نظام موجوده افغانستان یکی بد ترین نظامی میبود که نظیرش را تاریخ افغانستان هرگز نمیداشت.

باهمه کمک های جهانی رژیم دموکرات اقای کرزی به مردم چه کرده است، اگر مکتب ویا کلینیکی ساخته شده ویا اگر جاده ای قیر شده بیش از حکومت افغانستان نهاد های اجرایی کشورهای کمک کننده درانها نقش داشته اند.

مردم افغانستان با انتخابات پیش رو با نهایت دلسردی برخورد خواهند کرد، زیرا وقتی پس از هشت سال بازسازی وشعاردهی مردم بامیان جاده مرکزی شهرشان را کاه گل میکنند دیگر چه جای برای رای دادن مجدد شان باقی میماند.

اگر رییس جمهور به پیوستن بعضی از رهبران معامله گر دل بسته است داغ قتل عام های مردم بهسود دردو سال متوالی را توسط کوچی نام های فرمانبردارخودش چگونه مرهم میگذارد ویا قتل عام مردم جوزجان توسط اقای همدرد والی وقت ان ولایت را چه بهانه ای میتراشد واز همه مهمتر فاجعه ای بغلان را که دران وکلای صادق وخدمت گار این ملت توسط مافیای اقتصادی حلقه خاص  به شهادت رسیدند چگونه مردم ویا حد اقل هوادارن وموکلان انها فراموش خواهند کرد که بار دیگر به کرزی ویا امثال کرزی رای دهند.

براساس سروی یاد شده اکنون نگرانی های زیادی درمیان نهاد های بین المللی ومسول ایجاد شده است که انتخابات با صنودق های خالی چه معنا خواهد داشت. آیانتیجه هشت سال دموکراسی سازی سرانجام صندوق های خالی دومین انتخابات باشد، چه عوامل دخیل میباشد، چرا با همه مصارف وتلاش ها چنین باید گردد.

این دلسردی مردم میتواند عوامل متعدد داشته باشد ولی دوعامل مهم داخلی خارجی این رویکرد مردم نسبت به اتنخابات قابل بحث ونگرانی است.

عدم موفقیت برنامه های بازسازی ونهادسازی طوریکه مردم توقع داشتند؛ تاثیرجدی بر روحیه مردم نسبت به متولیان قدرت گذاشته وبد ترازان عدم توجه حکومت مرکزی به ولایات که درانتخابات 1383 خیلی صادقانه سهم گرفتند وبا اشتیاق خاص ارای شان را مرد وزن برای اقای کرزی ریختند.

عامل خارجی این بحث نیز دارای دوبخش عمده است، افزایش نا امنی درحضور مستقیم وپرقدرت نیروهای خارجی وبه قتل رساندن مردم ملکی درحملات شان. مردم افغانستان به شدت از نظام موجود وحامیانش خسته ودلگیر شده اند وازجانب دیگر تلقی موجود درمیان مردم این است که انتخابات یک برنامه تظاهری بیش نیست هرکسیکه توافق غرب را بدست اورده بتواند برکرسی ریاست جمهوری اینده افغانستان تکیه خواهد زد؛ بناء دادن رای بی فایده ومنتفی به نظر میرسد.

به هرترتیب این تصمیم نا خود اگاه مردم نسبت به روند دموکراتزیشن وانکشاف سیاسی درافغانستان میتواند نتیایج خطرناک انی وآتی را درپی داشته باشد واین محصول قدرتمداری جناب کرزی وحمایت اشتباه گونه غربی ها از وی میباشد.