ماموریت دیدبانی انتخابات اتحادیه اروپا که دراین جمع از صلاحیتی بالا برخورداراست وپیش ازاین درنقاط مختلف جهان دیدبانی کرده است، درحدود یک ونیم ملیون رای را فاقد اعتبار ومشکوک اعلان کرده است.

بربنیاد این اعلان بیش از یک ملیون ان مربوط اقای کرزی ومتباقی به داکترعبدالله عبدالله ودکتر رمضان بشردوست تعلق میگرد.

این موضع گیری گروه دیدبانی انتخاباتی اتحادیه اروپا زمانی اتخاذ میگردد که شبکه انتخابات اسیایی درهمان روزهای اول، اتنخابات 29 اسد افغانستان مملواز تخطی خوانده بود.

گفتنی است که کمیسیون سمع شکایات انتخاباتی خواهان باز شماری شماری از حوزه های انتخاباتی شده، ولی رقبای جدی اقای کرزی داکتر عبدالله ودکتر رمضان بشردوست تاکید بربرگزاری دور دوم انتخابات دارند.

گفته میشود کمیسیون مستقل انتخابات نیز جلسه ی سری را درخصوص اماده گی های برگزاری دور دوم انتخابات تدویر کرده است که دران جلسه مهمترین موضوعات مورد بحث رفتن رنگ، رای دهنده گان غیرواجدشرایط وسایر تخطی های انتخاباتی بوده است.

انتخابات 29 هم اسد ریاست جمهوری افغانستان که دربعضی ولایت ها دریک فضای نا امن واختناق امیز برگزار شد، مردم این کشور بهای سنگین را متحمل شدند، اما اکنون نتایج اعلان شده به هیج وجه قناعت مردم افغانستان وجهان را فراهم کرده نمیتواند. این درحالیست که مردم افغانستان چشم به همین انتخابات دوخته بودند وابراز امیدواری میکردند با این انتخابات بتوانند به یک تغییری دست یابند که تاحدی حلال مشکلات موجود باشد.

با این همه به صراحت میتوان مدعی شد که حکومت افغانستان وحضور سیاسی، اقتصادی ونظامی جامعه جهانی طی هشت سال گذشته به کمترین موفقیت دست نیافته اند.

تامین امنیت وفراهم اوری زمینه انتخابات نسبتا شفاف از اولویت های اساسی حکومت افغانستان وحامیان بین المللی این کشور درهشت سال گذشته بود، اما گسترش روز افزون نا امنی وبرگزار نتوانستن یک انتخابات سالم وشفاف؛ پس از، ازدست دادن هشت سال فرصت وتبلیغات ملیارد ها دالر نشان میدهد هیج کاری درافغانستان نه درراستای نظام سازی ونهاد سازی ونه درراستای بهبود معیشت شهروندان انجام نشده است.

دریک عبارت کوتاه میتوان گفت انتخابات 29 هم اسد سال روان به عنوان دومین انتخابات افغانستان محکی برتمام کارنامه های دولت افغانستان وحضورجامعه جهانی دراین کشور میتواند باشد.

اکنون مردم افغانستان حق دارند بپرسند که اقای کرزی طی هشت سال گذشته چه کرده است وحق دارند بپرسند که حضورسیاسی ونظامی بیش از چهل ودو کشوردرافغانستان چه توجیهی خواهد داشت؟ بااین وجود میشود رییس جمهور جعلی ودموکراسی جعلی داشت؟    

از سوی دیگرمردم افغانستان به این دلیل پامال کردن قانون انتخابات را پذیرفتتند وتعویق عمدی انتخابات را توسط رییس جمهور گردن نهادند که یک انتخابات سالم، شفاف وعادلانه برگزار گردد ولی هرنوع خودگذری مردم افغانستان توسط متولیان کرسی مدار؛ هیج ارجی گذاشته نشد که درمقابل ستم وناروایی روا داشته شد وبراعتماد، ارزو وارای مردم پوزخند زده شده وتقلب وسیعی را درانتخابات سامان دادند.

جامعه جهانی در راس ایالات متحده امریکا که خود را مشعلدار وحامی دموکراسی درجهان قلمداد میکنند ودرافغانستان پرستیژموسسان دموکراسی را بخود برچسب میزنند نیز درخصوص تعویق عمدی انتخابات توسط رییس جمهور کرزی هیج موضعی مشخصی نگرفتند وهمه چیز را به مصلحت حکومت مداران افغانستان واگذار شدند، به این ترتیب انتخابات 29 هم اسد از ابتدا واساس خالی از مداخله های سوء نبود.

فاکت های یادشده میرسانند؛ نه تنها حکومت افغانستان وجامعه جهانی در نظام سازی وحکومتداری درافغانستان ناکام بوده اند که درحقیقت ازاغاز نیت وقصد یک چنین کاری وجود نداشته است.

از جانبی هم مردم ورای دهند گان به شدت نسبت به حضوربی نتیجه جامعه جهانی وبی کاره گی حکومت افغانستان به خشم امده پس ازاین کمترین اعتماد وهمکاری با جامعه جهانی وحکومت نخواهندداشت که این موضوع خود بحران وشکاف عمیق سیاسی در کشور را نشان میدهد. علاوه براین اظهارت اقای عطا محمد نوروالی بلخ مبنی براتهام برشماری از مسولان حکومت مرکزی در نا امن ساختن شمال افغانستان وموضع گیری شدید وی دراین خصوص وابراز مخالفت اوعلیه نتایج انتخابات احتمال بروز مشکلات وگسست های کلان سیاسی درافغانستان را نیز تقویت میکند.

اعلان نتایج انتخابات درمسایل داخلی افغانستان صرف مشکل افرین نشده است که سبب اختلاف های جدی میان بعضی ازمسولان ملل متحد درامور افغانستان نیزشده است.

اختلاف نظر بر سر انتخابات افغانستان میان کای ایده مسول عمومی یوناما وپیتر گالبرایت معاون سیاسی وی سبب خروج گالبرایت از افغانستان شد.

هرچند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری وشوراهای ولایتی درافغانستان به زعم شماری از حمایت گران بین المللی یک قدم مثبت است ولی این انتخابات وپی امد های قطعی واحتمالی ان نه تنها یک قدم مثبت نیست که مایه ننگ وخجالت برای سیاست مداران افغانستان وحامیان جهانی انان نیزمیباشند.

به هر صورت جامعه جهانی هنوزهم فرصت دارد تا به عوامل فرصت طلب ودرپی منافع شخصی بیش ازاین اجازه ی خود سری های بدون مسولیت را نداده تا حدی به نظر وارای مردم افغانستان احترام بگذارند.

شاید یکی از عوامل نا کامی کشورهای غربی حضور وتاکید یک لنگه همین غربی ها در کشور مثل افغانستان؛ بدون درنظرداشت عوامل وفاکتور های مهم بومی ومنطقه ای باشد، به نظر میرسد که پس ازاین؛ مردم افغانستان نباید دست روی دست گذاشته منتظر غربی های توسعه طلب باشند بلکه خود استین بالا زده به همکاری های منطقه هرنوع مخالفت های داخلی را کنار بگذارند به ساختن مملکت ویران شده شان همت بگمارند.

از سوی دیگر کشورهای منطقه که حضورغرب وایالات متحده امریکا را درتضاد جدی با منافع منطقه ای وملی شان می بینند با یک نظر همگرایی وهمکاری منطقه ای مردم افغانستان را درساختن یک افغانستان مستقل وتوانا درکنارشان کمک نمایند تا بیش ازاین؛ ازاین خاک علیه منافع استراتیژیک منطقه ای به بهانه های مختلف اقدام های توسعه طلبانه وبازدارنده اعماُل شده نتواند.