مقدمه – مكتب تضاد (ديالکتيك) چه مي گويد؟ 

 

مكتب تضاد در جامعه شناسي كه بر اساس ديالكتيك پايه نهاده شده است يكي از مكاتبي است كه بحثهاي عمده اي را در جامعه شناسي به خود اختصاص داده است. اساس شكل گيري اين مكتب در دوران معاصر در تقابل و نقد بر مكتب فونكسيوناليسم يا كاركرد  گرايي شكل گرفته است. اصحاب اين مكتب كه محوري ترين آنان ماركس مي باشد ، وارثان فكري فيلسوفان يونان باستان وهگل هستند.

بر خلاف جامعه شناسان فونكسيونال كه اساس جامعه را بر تعادل و همزيستي ووفاق اجزاي جامعه مي دانند،اين جامعه شناسان گستره جامعه را ميدان تضادها و مبارزات طبقاتي مي پندارند و از مفاهيمي چون تحليل تاريخي پديده ها، بي عدالتي در توزيع امكانات و ايجاد تغييرات اساسي همچون انقلاب سخن مي رانند.

اين جامعه شناسان نظام جامعه و ارزشهاي حاكم بر آن را نه ارزشهايي عادلانه بلكه ارزشهاي طبقه حاكم براي دستيابي به اهداف خود مي دانند و تعارضات و تضادهاي جامعه را در اصل آشتي ناپذير و آنتاگونيستي معرفي مي كرده و تنها راه حل تضادها را تغييرات بنيادي و راديكال مي دانند.

روش جامعه شناسان اين مكتب ديالکتيكی است و در چارچوب اين روش به ارائه مفاهيمي چون تز، آنتي تز و ستنز مي پردازند.   

 

ديالکتيك هگل:

ديالکتيك زماني كه به آن از منظري وسيع بنگريم، وجهي از استدلال و همچنين روشي براي تحليل است با چنين سرشتي، ديالکتيك اگر چه به قدمت تمدن انساني عمر دارد، مع الوصف باهگل و فلسفه ي اوست كه صلابت منطقي و روشي خود را باز مي يابد و از آن طريق به منابه ي سنگ بناي فلسفه، ماركسيسي به خدمت گرفته مي شود.

مفهوم ديالکتيكی هگل فقط در حد ايده ها و افكار مطرح است و به همين دليل ديالکتيك او جنبه ي ايده آليستي داشته و شرايط عيني حيات اجتماعي انسان را در بر نمي گيرد.

 

وجه استدلال ديالکتيك هگلي نقطه ي غريمت خود را از اين فرض متافيزيكي آغاز مي كند كه هر چيزي در جهان در تغيير مستمر است و در نتيجه هر چيزي در عين حال هم ‹‹خود›› و هم ‹‹غير خود›› است. بنابراين زماني كه هر كسي پديده اي را به منظور احراز دانش كامل نسبت به آن مورد رسيدگي قرار مي دهد ملزم است تا آن پديده را در تماميش ، يعني  به عنوان جزيي از كل و در روند گشادگي اش از وضعي به وضع جز خود مورد مطالعه قرار دهد. به اين اعتبار ديالکتيك گراي هگلي بر اين باور است كه مناقشه و تضاد ذاتي جهان است و تغيير در يك پديده نتيجه ي مناقشه و ستيز بين اجزا جداگانه آن پديده است.

اصطلاح «تغيير» براي چنين ديالکتيك گرايي هم نام و هم معني بار شد و تحول و اصطلاح مناقشه ]تضاد[ هم معني با برخورد يك پديده با غير خود تلقي مي شود.

 

 

 دیالکتیک مارکس : مارکس و مکتب تضاد

«تاريخ تمام جوامع تا كنون موجود، تاريخ مبارزات طبقاتي بوده است كه آزاده و برده پاترسين و پليبن، ارباب و سرف، استاد كارگاه و پيشرو روزمزد، در يك كلام، ستمگر و ستم ديده با يكديگر ستيزي دائمي داشته و به بيكاري بي وقفه، گاه نهان و گاه آشكار ، دست يا زده اند، پيكاري كه هر بار به نوسازي انقلابي كل جامعه يا به نابودي توأمان طبقات در حال پيكار انجاميده است.››

 اين جملات ماركس در ابتداي ‹‹مانيفست كمونيست›› را شايد بتوان تجلي مكتب تضاد (ديالکتيك) در انديشه ماركس دانست.

 

به نظر ماركس، جامعه از توازن متغير نيروهاي متضاد ساخته مي شود و بر اثر تنش ها و كشمكش هاي اين نيروها، دگرگوني اجتماعي پديد مي آيد. بينش ماركس مبتي بر يك موضع تكاملي بود. به نظر او، نه رشد آرام، بلكه نبرد، موتور پيشرفت است.

‹‹ستيزه›› مولد همه چيزها است و كشمكش اجتماعي جان كلام فراگرد تاريخي را تشكيل مي دهد .

درست بر خلاف هگل كه به اولويت و تقدم ‹‹شعور›› نسبت به‹‹ وجود›› قايل بود،ماركس واقعيت را وارونه مي ديد و بنابر قول او فكر از ماده ، ذهن از وجود و آگاهي از هستي مأخوذ است

 

تضاد طبقاتي در انديشه ماركس

با اشاره به جملات ابتدايي در مانيفست كه در ابتداي اين بخش آورده شد و همچنين  اصل اول ديالکتيك (وحدت و نبرد متضادها) خصوصيت تاريخ بشري نبرد گروههاي بشري است كه ما آنها را طبقات اجتماعي مي ناميم:

از يك سو تخاصم ستمگران و ستمديدگان و از سوي ديگر گرايش به سمت ايجاد تنها دو جبهه در دو قطب متضاد.

ماركس همچنين در ‹‹مانفيست›› به بيان تضادهاي جامعه سرمايه داري مي پردازد و صورتی از تناقضات مشخص كننده جامعه سرمايه داري در ‹‹«مانيفست›› به چشم مي خورند.

 

صورت نخست، صورت تناقض نيروهاي توليدي با روابط توليدي است.بورژوازي دائماً وسايل توليد قويتري ايجاد مي كند. اما روابط توليدي يعني ظاهراً هم روابط مالكيت و هم نحوه توزيع درآمدها، به همان آ‌هنگ نيروهاي توليدي دگرگون نمي شوند.(تضاد نيروهاي توليدي با روابط توليدي) نظام سرمايه داري قادر است كه بيش از پيش بر ميزان توليد بيفزايد. لكن  به رغم اين افزايش ثروتها، فقر همچنان نصيب بخش اعظم جامعه است.

 

*